پرچنان

 این هفته دو روزه رفتیم قله پیرزن کلوم

 جمعه و شنبه تعطیل

 آسمان آبی و آفتابی و زمستانه بود . متاسفانه انداهز آن قدری که برف در این منطقه و در این فصل سال می آید نبود . امید آنکه  وضعیت بهتر شود

 برای صعود به پیرزن کلوم باید به روستای گرمابدر رفته و از انتهای روستا یک یال را گرفته و به بالا رفت

شب مانی بر روی یال نیز صفای خودش را در زمستان دارد

 و انبوه ستارگانی که در سرمای شب می درخشند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

این برنامه توسط گروه آلاله و به سرپرستی امیر شجاعی انجام گرفت

**

یکی از بچه هام که بهش برای درس خواندن خیلی فشار می اورم برگشته به همکارم گفته از فلانی و رضازاده بدم می یاد ، خیلی سخت می گیرن.

و همچنان بچه ها مثل برگ ریزان انصراف از تحصیل می دهند!!

باید در کار ما باشی تا ببینی گروه همسالان چه تاثیر عمیقی بر هویت نوجوانی می گذارد

 پدر و مادر ها به  ، گروه همسالان فرزندانتان  بیشتر بها دهید

***

 تو تاکسی نشستیم، راننده یکی از کارهای قدیم سیاوش قمیشی  را می گذاره، میرم سالهای دور، دانشگاه، اتوبوس حصارک کرج -تهران، واکمن...

 به پسرک می گم میشناسیش؟

 می گه :نه؟

می گم خوشت می یاد از صداش و موسیقیش؟

 انتظار داشتم که بگه آره و بعد بحث رو ادامه بدم.

 میگه نه.

این روزها نوجون ها یک رپ هایی رو گوش می دن که سراسر فحشه و بی معنی از نظر من.

امیر تتلو، تو اف ام ، و...

 به راستی ذائقه موسیقی نسل ها عوض شده.

مجبورم ساعتها از این موسیقی ها رو با صدای بلند گوش بدم!!

***

 توی کار احساس می کنم اثر گذاریم رو بچه ها کم شده و یا حتی متوقف. و این باعث شده به قبض روحی تو کارم برسم، امید آنکه خدایمان کمکان کند

 

 

 

*ممنون از کافه رگبار عزیز که شرمنده کردن مرا

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 آذر1393ساعت   توسط سهیل  | 

این هفته به همراه گروه مهر قم قله کرکس را صعود کردیم

 برای رسیدن به کرکس باید در جاده نطنز به  کاشان به سمت منطقه توریستی کشه رفت و از آنجا و همان ابتدای دره به سمت پناهگاه و قله رفت

 ما شب را در پناهگاه کرکس که پناهگاهی با امکانات مناسبی است گذراندیم و صبح نیز در آسمانی روشن و سرد به سمت قله  در همان مسیر دره به سمت یال حرکت کردیم . بر روی خط الراس نیز باد خوبی می وزید

 با تشکر از گروه مهر قم

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 15 آذر1393ساعت   توسط سهیل  | 

 

شب برای خوابیدن، سه – چهار تا از بچه ها خیلی اذیت می کردند،

دیگه کلافه شده بودم ، باری آنی که آنها می خواستند نشد

 صبح از خواب که بلند شدند منتظر توبیخ و گزارش بودند، من هم همینکه یکی – دو ساعت خوابیده بودم شارژ شده بودم، وقتی دیدمشون بهشون لبخند زدم ، گفتم دیشب شیطون شده بودید ها.

 یاد مسافر کوچولو و آدم بزرگ هاش افتاده بودم

 آن  لحظه شب آنها مسافر کوچولو نبودند، شلوغیش یکم جدی تر از این حرفهای معصومانه مسافر کوچولویی بود،  اما من احتمالن آدم بزرگ ها شده بودم!!

 

 

 

خیَر آمده و برای بچه ها غذا آورده، می گه چه جای خوبی ؟

شروع به تعریف کرده، صدام در میاد که که هیچ کدوم از بچه اگر مجبور نباشند دوست ندارند حتی  یک لحظه اینجا باشند.

 برای بعضی شون که جهنم واقعی است. همیشه با متر آدم بزرگ ها شروع به ارزیابی همه چیز می کنیم.

 

بچه ها فیلم که می بینند زود جو گیر می شوند، فیلمش دارای  صحنه ها رزم و مبارزه باشد، بعد از فیلم در خیال خودش شروع به مبارزه می کنه و معمولن همچین هم خیالی نیست. شروع می کنه رو بچه کوچیک تر مبارزه رو شوخی شوخی پیاده کردن!.

 قبل تر ها سریع واکنش نشون می دادم حالا فقط یه بچه قوی تر  از اونی که خیالاتشو رو جدی گرفته  رو صدا می کنم تا اون هم خیالاتش رو جدی بگیره

 معمولن  طرف سریع متوجه می شه که همچین تو فضای فیلم بودن هم کم هزینه نیست.

 

فیلم 143 فیلم عمیقی بود ممنونم از کارگردان و نویسنده آن.بعضی این فیلم را با فیلم ننه گیلانه قیاس می کنند. حال آنکه به نظرم تفاوت های عمیقی داشت

 اگربر خود شخصیت های  ننه گیلانه و  الفت  فوکوس کنیم  و آن  ها را مثل پایان نامه ببینیم، اولی پایان نامه ای کمی است و  دومی پایان نامه ای کیفی

 اولی بسیاری از مشکلات جامعه ،جانباز و... را مطرح می کند و دومی در خود احساس و حالات و نقش مادر بودن تمرکز می کند 

 در واقعه شیار 143 فیلمی بود در تکریم یک چگونه مادر بودن.

به قول داستا یوسکی :

تنها ترسم این است که شایستگی رنج هایم را نداشته باشم

 و این فیلم بست داده شده ی این جمله بود

 

 

 

جمعه شیفت بودم و نتوانستم کوه بروم

 و مجبور شدم با دوست عزیزم علی آقای کفاش یکشنبه برویم کوه. کوه سفید شده و لذت بخش

 

 تا گردنه قله کولچال رفتیم

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 آذر1393ساعت   توسط سهیل  | 

+ نوشته شده در  شنبه 1 آذر1393ساعت   توسط سهیل  | 

 

این هفته برنامه حسن در اجرا شد

 شاید خیلی از دوستانی که کلاس های سنگ و یخ در تهران رفته باشند با دره آن آشنا باشند اما کمتر کسی هست که از قله آن  شناختی داشته باشد

 ارتفاع قله 3400 متر می باشد  و دیواره ای صخره ای می باشد

 با توجه به حجم برف انباشه در زیر قله و عدم همراه بردن امکانات زمستانی نتوانستیم  بر روی قله برویم

حسنک در در روستای زیگان  و سمت جنوب رودخانه قرار گرفته است

 این برنامه توسط گروه آلاله اجرا شد

 با تشکر از دوستان و سرپرست برنامه آقای طاهرجویان

 

 

 

 

 

 

 

امروز اولین هفته  و اولین روز  اول برج می باشد

 اگر انگیزه ای برای زندگی و لذت آن می خواهید داشته باشید خوانش این کتاب را پیشنهاد می کنم:

 از دو که حرف می زنم از چه حرف می زنم هاروکی موراکومی

 

 اگر اهل لذت بردن از ورزشهایی چون کوه ، دو ، دوچرخه، شنا هستید با کلمه به کلمه ی آن هم ذات پنداری خواهید کرد

 بسیار کسانی بوده اند که از بنده می پرسیدن چرا کوه و قله می روی و پاسخ هایی می شنیدن که طولانی بود و نمی توانست آنچه در وجود امثال من هست را به مخاطب منتقل کند اما این کتاب در پارگرافی لذت ورزش کردن و هدف گذاری در ورزشهایی این چنین را مفهومی توضیح داده است:

 

".. حتا کسانی از بیرون به اعمال ما می نگرند  و شیوه زندگی ما را بی هدف، بی نتیجه و یا حتی کاملاً بی خاصیت بدانند، من اصلاً ناراحت نمی شوم. شاید آن، همان طور که خود قبلاً اشاره کردم کاری بی هدف  نظیر ریختن آب در ظرفی فرسوده با سوراخی در ته آن باشد ولی این حسن را دارد که تلاش فرد پابرجاست. چه این کار به درد کسی بخورد چه نخورد خوشایند باشد یا نباشد مهم ترین نکته در ارزیابی نهایی همان است که به چشم نمی آِید ،بلکه در وجود شخص احساس می شود. انسان برای رسیدن به چیزی ارزشمند گاهی لازم است به اعمال به ظاهر بی خاصیت دست بزند. باید توجه داشت که فعالیت به ظاهر بیهوده ممکن است به نتایجی غیر قابل انتظار منجر شوند. در مقام کسی که این قضایا را لمس کرده، که تجربه شان کرده احسا من چنین می گوید" ( با اندکی دخل و تصرف نسبت به متن اصلی)

 

اگر این کتاب را خوانده باشید و روزهایی از سال را در معنای زندگی غوطه خورده باشید و کتاب ها و مقالاتی از دیگران خصوصا ملکیان خوانده باشید

 این پاراگراف پنجره ای از بی نهایت را بر روی شما خواهد گشود

+ نوشته شده در  شنبه 1 آذر1393ساعت   توسط سهیل  |