پرچنان:
حاجی بابا( پدر بزرگم)، خیلی دوست داشتنی است، از او خیلی یاد میگیرم. با این که ملوس( مادر بزرگم) ، گاهی از درد شدید، کم حوصله میشود. محبت حاجی بابا بیش از پیش میشود. سوار ماشین میشدند، دیدم حاجی بابا جلوی درب کمک راننده خم شده، تا آمدم دقیق شوم، دیدم پای ملوس را که توان بالا آوردن نداشت، را کمک می‌کند تا بتواند بالا بی اندازد و بنشیند. در دید و بازدید عید، شخصی از مهمانها از ایشان پرسید، نٙجورسان( چطوری)،؟ و حاجی بابا با خنده ای حاکی از رضایت گفت: گجالدوخ( پیری)، شاید صدای عصای بزرگان یک خانواده، ناب ترین صدای دم صبح باشد که دوست دارم، اول شنونده آن باشم.
****
موضوعی که در هنگام خبر مرگ راکفلر صد و یک ساله، نظرم را جالب کرد، هفت بار عمل پیوند قلبش بود. هفت بار!! عمل پیوند قلب!!!!
(البته صحت خبر نمیدانم چه مقدار درست است).
یادمه انتهای سال عکسی از شمشادهای جوان گذاشته بودم،و نوشته ای گذاشته بودم، که چرا انسانها نامیرایی را میپسندند؟ دوستی پرسیده بود ، شخصی را میشناسی که چنین آرزویی، باز هم، داشته باشد؟
جدا از اعمال و رفتار تک تک انسان ها که در کنه خودش ،دلالت بر این خواست دارد، راکفلر ، میتواند نمونه مناسبی برای پاسخ این سوال باشد.

@parrchenan