بیش از دو سال بود که خون نداده بودم. از ابتدای ظهور کرونا. همین که عدد کشته شدگان رسمی اعلام شده تک رقمی شد مصمم شدم این سنت را دوباره احیا کنم.
روز عید فطر در یزد بودم و هیچ جا برای خونگیری باز نبود!! در نهایت توانستم روز جمعه در مرکز خون وصال پس از یک صف طولانی خون بدهم. ظاهراً خیلی ها چون من فکر کرده بودند و با کم رنگ شدن تلفات کرونا مراکز اهدای خون شلوغ شده است.
در این پست میخواهم به اهدا خون از زاویه ای متفاوت نگاهی داشته باشم و توجه شما را بر واژه اهدا تمرکز دهم.
در واژه اهدا، اولیت آن « دیگریِ» نیازمند به خون است و تو یک فرد اهدا کننده و ایثار گر. در این زاویه دید تو لطفی کرده ای و دیگری را مورد عنایت خود قرار داده ای. یا به واسطه اسطوره ها به اجر اخروی حواله داده میشوی یا به واسطه این قصه در درون خود انبساط خاطر و آرامش از جهت کمک به دیگری پیدا میکنی.
کمی درنگ کنیم. شما هم این نگاه از بالا به پایین این زاویه دید من چقدر خوبم که به تویی که نمیشناسی کمک کردم را در این واژه ( اهدا) استشمام میکنید؟
نگاهی که اتفاقاً وجه تمایز من با دیگری آن دیگری نیازمند میشود. من اهدا کننده و تو نیازمند و این وسط افتراقی وجود دارد.
حال بر گردم به آنچه فلسفه زیست خودم و آن اصل لذت است. در اصل لذت تو کاری نمیکنی مگر آنکه از آن لذت ببری. از نکات قابل توجه این فلسفه آنکه فردی چون علامه طباطبایی به این اصل باور داشت.
در این زاویه دید چون اصل لذت است، اول خودت و روانت و آنچه تصویر کرده ای مطرح است.
تو خون میدهی از برای خودت و لذت آن. لذت امری جسمانی و روانی است.
اجازه دهید این موضوع را با مثالی از خودم تشریح کنم. در این دوساله که خون نداده بودم، خونم غلیظ گشته بود. به این معنی که هموگلوبین های خونم افزایش یافته بود. این اتفاق به دلایل گوناگون ادر بدن رخ میدهد. یکی سیگار که باعث کمبود اکسیژن شده و خون در جهت جبران آن به افزایش هموگلوبین تن میدهد. دوم ورزش، سوم زندگی در ارتفاعات یا ورزش های کوهستانی که به دلیل نیاز بیشتر بدن به اکسیژن، به افزایش هموگلوبین تن میدهد.
با توجه به ورزش روزانه و کوهنوردی این افزایش در امثال من بیش از حد است و خون غلیظ میشود و این میتوان عاملی در جهت سکته باشد به کمک خون دهی، تنظیمات خون به صورت کارخانه باز میگردد و دوباره متعادل میشود.
دقت کردید در این فلسفه که با نگاهی نسبتا علمی به دلیل خون دهی وجود داشت، دیگر خبری از اهدا و ایثار و ما چقدر خوبیم نبود و آن کس که شکر گذار آن دیگریِ دریافت کننده است اتفاقاً من اهدا کننده من خون دهنده میباشم که اجازه آن را مییابم به رایگان خونم را تعادل بخشی کنم.
در اینجا این من خون دهنده هستم که سپاسگزار دیگری هستم و آن وجه تمایز و افتراق از بین میرود.
در واقع هر چه دلایل علمی این موضوع برای عموم شناخته شود و قصه خون دادن به اعتبار قصه ای علمی باشد، از قصه های اهدایی و اسطوره ای کاسته شده و اتفاقا میتواند به موضوع خون دادن اعتبار و اهمیت افزون تری دهد و خواهان بیشتری پیدا کند.
در واقع در بکار بردن واژه اهدا دو جهان بینی متفاوت را رهبری میکند. واژه اهدا رهبری ایده آلیستی و واژه خون دهی واژه رئالیستی که ریشه در اصل لذت دارد است و معتقدم جامعه هر چه بیشتر از نظر فلسفی و پنداری و رفتاری به سمت دومی کشیده شود، اتفاقات مبارکتری خواهد افتاد.
پی نوشت:
۱. احتمالأ این پست قسمت دومی خواهد داشت که بر پایه دوپارگی نظام پزشکی در ایران است که در این ده پانزده ساله تشدید شده است
۲. جا دارد با همه گرانی ها، بی سیاستی ها و...، از دولتمردان جدید بابت واکسیناسیون و رساندن عدد مرگ و میر به تک رقمی شدن تشکر کنم.
۳. اگر اهل ورزش هر روزه، سیگار یا کوهنوردی هستید پیشنهاد دارم به خون دهی از جهت سلامتی بی اندیشید
https://t.me/parrchenan