قسمت سوم
همکارم ریواس خریده است و به من هم تعارف میکند. از گرفتن امتناع میکنم اما به زور چند تایی ساقه ریواس روی میزم میگذارد و میرود. مزه میکنم، خیلی طعم خاصی ندارد.
میگوید درست است که مزه خاصی ندارد اما خیلی خاصیت دارد، مخصوصا دیابت، کلا برای همه جای بدن!
ما که کوهستان میرویم اگر در مسیر مان دشت ریواس باسد شاید یکی دو تا ساقه از بوته ریواس که به آن آسیب نرساند را بریده و در هنگام کوهپیمایی میخوریم. و اتفاقا مزه ای عالی میدهد در آن موقعیت و فضا. در واقع تلاش داریم کمترین آسیب را به بافت گیاهی منطقه وارد کنیم. در پاییز دانه های قرمز رنگ ریواس را تلاش میکنیم به سرتاسر منطقه پخش کنیم.
اما این چند سال بوته کنی وضعیت عجیبی پیدا کرده است. در کنار جاده ها، مردمی ایستاده و گیاهان کنده شده کوهستانی را میفروشند. قیمتش هم بالاست و این یعنی خواهان و تقاضای بالایی دارد.
چرا اینگونه شده است؟
به گمانم این اتفاق ریشه در تبلیغات و موج رو به افزون تاکید بر طب سنتی اسلامی است که این چند سال به کمک صدا و سیما و شبکه های مجازی صورت گرفته است.
و این وسط پوشش گیاهی دشت ها و کوهستان هاست که سال به سال فقیر تر میشود.
برای شخص خودم چرایی این استقبال روز افزون که به طب سنتی شده است پروژه فکری است که به آن میاندیشم. چرا و به چه دلیل؟ حاکمیت صدها پروژه تبلیغاتی داشته است، مثلا همین فرزندآوری اما با استقبال روبرو نشده، اما این پروژه تکریم و هم پایه شدن طب سنتی با پزشکی نوین به نظرم از پروژه های موفق حاکمیت بوده است و این استقبال مردم را تلاش دارم رمزگشایی کنم.
اگر کسی کتاب یا مقاله ای در این راستا میشناخت سپاسگزار میشوم آن را معرفی کند
نکته قابل ذکر آن است که در تبلیغات طب سنتی و اسلامی ریشه آن را تا اسلام و احادیث بزرگان دین میبرند. حال آنکه تقریباً همه طب سنتی ریشه بسیار قدیمی تر و ریشه در باورهای چند خدایی یونانی و مصری و رومی دارند. در واقع ریشه های توحیدی که مروجین این طب بر آن متصور هستند، باوری تاریخی نیست.
https://t.me/parrchenan