پرچنان:
سال پیش بود که ایام عید برادران کارامازوف را خواندم و درگیرش شدم، تا هنوز.
امسال ایام عید میخواستم ابله را بخوانم، چی شد که به خود آموز یونگ رسیدم ، نمیدانم. حتی کتابی دیگر آورده بودم بخوانم. باری دو سال پیش بود که کتاب را ،هدیه گرفتم، بردم شیفت، آن زمانها که در شبانه روزی بودم، همکارم برد خواند و نداد، کلی پا پی کتاب شدم تا بعد از مدتها بازگرداند. دوباره خواستم بخوانم، در سفر جا ماند. تا امسال عید خواندم.
به نظرم کتاب بی نظیری بود ، بخصوص برای من که تجربه رکاب زدن دشت لوت و تجربه های شخصی مربوط به کویر را کسب کرده بود، این که زندگی را راز دار تر و راز گونه تر بعد از آن یافتم.
هر لحظه ، نمیدانم هایم و شاید هایم بیشتر میشود. کل کتاب، به تو میگوید لحظه لحظه زندگی، حتی خوابت و رویات راز است.
این که رویایت را جدی بگیر. این که نظریه رویای رسولانه سروش شاید بذرش در یونگ و نظریات او باشد. این که هر چه تلویزیون کمتر، رویا ، بیشتر، به قول امیر شجاعی، رویاهای رنگی میبینیم.
بهترین عیدی و بهترین هدیه بود

@parrchenan

 

پرچنان:
سیزده به در

از زمانی که مددکار شدم، تقریبا با موضوع انتحار، درگیر شدم، و یکبار با سوال کوبنده پسرک روبرو شدم: چرا خودکشی نکنیم؟ و من لال بودم از پاسخ. آن زمان برای او که هیچ اما برای خودم هم جوابی نداشتم، اما این روزها برای خودم پاسخ دارم. در این هشت سال فکر کردم که من اگر قرار بود انتحار کنم، آن چه دلیلی می داشت، یک پاسخ که یافتم، آن بود که اگر کور میشدم. نابینای مطلق. نگاه و دید و دیدن مهمترین معنای زندگی ، زمانی برایم بود. اما این روزها که خنده های خورشید دیدنم بیشتر از روزگار هشت سال پیشم شده، به این پاسخ خنده میگیریم. آن قدر این دنیا راز دارد که تو می‌توانی بنشینی و به رازهای زندگی، فکر کنی و بیندیشی و در باغ معنا قدم بزنی که دیگر دید و دیدور شدن و دیدن، مثل سابق همه زندگی نیست.
این روزها هر لحظه و هر زمان و‌مکان برایم راز دار تر شده و حیران ترم. از کشف آدم ها، روابط آنها، تا خودم و دنیای درونم. و طبیعت و آسمانی که گویی کلید- دندانه های این قفل راز ، هستند.
سیزده بدر، روزیست که بسیاری از بچه های شبانه روزی به انتحار می اندیشند. روزیست که بذر هر چند میکروسکوپی قاصدک وار آن، در کشت ذهن آنها می افتد و نسیم محبت خانواده ها به هم در این روز، و دیدن آن برای آنها ،برای بچه های شبانه روزی , باد خواهد بود، شاید طوفان.
الهی توان مقابله با این باد و این بذر را در خود بپرورانند.
سیزده بدر، روزیست که آدم های تنها و آنهایی که خود را در تنهایی بین فردی میبینند، روزیست ، سخت و جانکاه.
اگر جایی رفتید و غریب و غریبه ای، خصوصا کودکی را دیدید که خیره، و ماتِ تماشای شما شده، از مٙحبت به او دریغ نورزید. شما آنجا یک مددکار خودکشی شاید باشید. قسمتی از گفتگویتان را با او تقسیم کنید. چون نان یک سفره ی خانواده.

@parrchenan