پرچنان:
در حال برگشت از مسافرت هستیم ، و موسیقی گوش میدهیم. تِرٙک موسیقی میرود بر روی فرامرز اصلانی،"یارم یارم کو، برده او قرارم کو کو" به جمعیت ماشین میگم بیایید با خواننده هم خوانی کنیم. مامان میگه بلد نیستم. میگم این کاست فرامرز اصلانی، از اولین ماشینی که بابا خرید تو ماشین بود تا آخرین ماشین که نوار کاست خور بود، اون موقع ها با هم نمیخوندید؟
میگه ما فقط
« مرا ببوس» را با هم میخوندیم.

 

مرا ببوس، برای آخرین بار، تو را خدا نگهدار،

 

@parrchenan

برای اجرای حکم با مامور رفتیم سراغ خانواده، از مهاجرین افغان بودند. مامور پلیس، کلی حکم ها و جمله های نژاد پرستانه گفت، این که این بچه وحشی و...، بعد از آن هم ، هر جا رفتیم، گفتن افغانی؟

از این همه ، خود بزرگ دیدن، تنفر از دیگری، تحقیر دیگری، می ترسم. چرا ما آدم را با مرز های خیالی خود، تقسیم کرده ایم؟ ای کاش در جواب آن همه سوال که آیا افغانی است ؟ میگفتم: انسان است.
همین. انسان.

@parrchenan