پرچنان:
با کودک، منتظر بودیم شماره پرونده خوانده شود و ادامه کار را انجام دهیم. کودک داستان امروز ما همان چلچله داستان پست ماه پیش است.
آب میوه اش را خورد و آشغالش را گیر داد بدهم به او و وقتی دادم دستش، "برد" وسط کوچه و" انداخت" بر جوی وسط آن . هنگامی که شماره ما خوانده شد، دست او را گرفتم که عرض کوچه را رد بشویم. خم شدم و آشغالهایی که او "برداشته و برده و انداخته" بود وسط جوی کوچه را جمع کردم و انداختم داخل سطل زباله آن اداره.
از آن به بعد تا پایان کارمان و تحویل اش به شیر خوارگاه، شاید پنج ، شش مورد، و بیشتر، هر چه زباله بود را "برد" انداخت در سطل زباله. این که زباله را در ابتدا بردارد و ببرد بیندازد در جوی وسط کوچه( بی هوا پرت نکرد دور و برش)، تا این که حتما هر آشغالی را ببرد بی اندازد سطل زباله، فاصله زمانیش، چند دقیقه بیشتر نیست. کودکان تمام اعمال و رفتارشان را از نزدیکترین افراد به او، یاد می‌گیرند. چون آینه هستند، از جهت رفتار والدینشان. آینه کدری برای کودکانتان، نباشید.

*
نمیدانم دقت کرده اید یا نه، که چند صباحیست رفتگران شهرداری با دوچرخه، جهت انجام امور کاری خود، جابجا می‌شوند. و این یعنی دوچرخه، قشر زُداست. طبقه بر هم زن است. چرا که هر که دوچرخه سوار شد، لذتش خواهد برد. فخری و سروری بر دیگری ندارد. یک هدفن و رکاب زدن و لذت بردن. این که بیایی در ترافیک گیر کنی با ماشین n تومانی و طبقه و قشر خود، نشان دهی، دیگر نیست. میتوانی دوچرخه ای زاقول سوار شوی و با قدرت بدنیت، پیش برانی. یکی از مقوله های مهم و تٙرٙک انداز، بر قشر و طبقه و ورود به بی طبقگی جامعه و سوسیالیست، گسترش دوچرخه است. جای مارکس بودم، بر دوچرخه و دوچرخه سواری فوکوس میکردم و نظریه میدادم و جامعه را به بورژوا و پرولتاریا تقسیم نمی‌کردم. به دوچرخه سوار و ماشین سوار تقسیم میکردم.
*
در کتاب پیام گم گشته که در پست های گذشته آن را معرفی کردم، داستانی دارد که تازه متوجه شدم ، مالکیت از کجای تاریخ شروع شد و چون شروع شد، طبقه و قشر، فرد و خود دیدن، خود خواهی و زیاده خواهی و کلی صفات نا پسند در آدمی گسترش یافت.

" این که لباس آدم وقتی که جیب دار شد، مالکیت، و همه آنچه در بالا اشاره کردم، متولد شد"

اکنون شاید دقیقتر بتوانم بر لباس احرام حجاج نظر بی افکنم. و این که به جیب، بیشتر بی اندیشم. باورش برایم سخت است، این همه بی عدالتی و بدی و ظلم و کشتار و کشته شدن کودک سوری تا سرباز افغانی و... از یک تکه پارچه که بر پارچه ای دگر دوخت شده، آغاز شده است.

@parrchenan