شاکر خدا
1.در جواب وبلاگ در خیال.
من حسرت خواهر نداشته ام را می خورم اما فکرهای دیگری هم درونم خطور می کند که آیا من هم
چ.ن دیگران می شدم. خان داداش. نکن .اونو نپوش. روسریت رو درست کن.
با کی حرف می زدی.
چرا بیرون رفته بودی.
نمی گم چنین کاری می کردم اما با توجه به این که تو این فرهنگ بزرگ شده م نمی توان بگویم این کار ها رو نمی کردم.
منی که شیفته آزادی هستم . منی که آرمانم احترام به عقیده دیگران است شاید همان اول مات خودم می شدم.
خوشحالم که در این برزخ گرفتار نشدم.
ولی این را بگویم واز تمام وجودم است. از همه جانم است که :
در این کشور مذکر پا به وجود گذاردم که:
اگر غیر این بود
زندگیم این نبود.
2.
فیلم پرسپولیس مرجان ساتراپایی را توانستم بعد از 1 سال ببینم.
فیلمی که به موضوع بالا هم کمک شایانی می کند.
در مجموع فیلم را مثبت دیدم و احساس کردم به واقعیت نزدیک است تنها اشکالی که دیدم آن بود که
در انتهای فیلم باید نشان می داد که فضای جامعه کمی تلطیف تر شده و این که فرانسه را مظهر آزادی نشان داده است.( با رنگش شدن فیلم)
خیلی جالب هم فرهنگ ایرانی و هم فرهنگ غرب را به چالش کشیده است.غربیهایی که به قول فیلم
خیلیهاشان سولاخی بودند.
اما بیشتر از هم از یک رنگی و صداقت ناب مرجان ساترپی خوشم آمد که خود را درمعرض نقد دیگران گذارده است.
قسمتی از فیلم که معشوق اول مرجان او را در بقل گرفته و از او تشکر می کند که به اوفهماند( بعد از یک شب با هم بودن) که همجنس باز است
برایم خیلی جالب بود.
3. این هفته قله شاه البرز طالقان را رهسپاریم و هفته بعد 5 روزه برنامه تهران شمال به همراه صعود به آزاد کوه( گفتم دلتون بسوزه)