خیابانی برای مرثیه درخت
خیابان ولیعصر زمانی برایم، خیابان بسیار پر شکوهی بود. اما این روزها که با چمبر در حال گذر ار آنجا هستم، حجم زیاد درختان چنار خشکش و آنهایی که قطع شده اند، مرا در یک جمله پرتاب میکند: خیابانی برای مرثیه درخت.
درست است که درختان تازه تر تهران مثل توت ژاپنی، برگهای پهن دارند و سبزی و براقی، اما چنار با آن قد بلندش و سایه گستریش با این درختان کوتوله و تازه باب شده تهران برابری نمیکند. این درخت بلند و مغرور کجا و این توت های غیر مثمر که تنه شان هیچ گاه، قطور نمیشود و قد نمیکشند کجا؟ در زیر چنار و سایه اش به راحتی میتوانی در پیاده رو حرکت کنی اما این توت ها، با آن برگهایش، آن قدر در سایه انداختن بر تو خساست دارند که در پیاده رفتن زیر آنها، به زحمت می افتی و گاهی آفتاب را بر سایه شان ترجیح میدهی. کاخ سعد آباد را دیگران برای موزهایش، پیشنهاد تماشا میدهند و من برای چنارهایش. سعد آباد یک چنارستان حقیقی است.
مخصوصا که با آواز در وسط چنارستان و صحنه تاتر روبازش، کلی شعر خوانده شود و شمس و مولوی را در تاتر - کنسرت شمس پرنده، از طریق چشم و گوش، بنوشی اش.
درست است که درختان تازه تر تهران مثل توت ژاپنی، برگهای پهن دارند و سبزی و براقی، اما چنار با آن قد بلندش و سایه گستریش با این درختان کوتوله و تازه باب شده تهران برابری نمیکند. این درخت بلند و مغرور کجا و این توت های غیر مثمر که تنه شان هیچ گاه، قطور نمیشود و قد نمیکشند کجا؟ در زیر چنار و سایه اش به راحتی میتوانی در پیاده رو حرکت کنی اما این توت ها، با آن برگهایش، آن قدر در سایه انداختن بر تو خساست دارند که در پیاده رفتن زیر آنها، به زحمت می افتی و گاهی آفتاب را بر سایه شان ترجیح میدهی. کاخ سعد آباد را دیگران برای موزهایش، پیشنهاد تماشا میدهند و من برای چنارهایش. سعد آباد یک چنارستان حقیقی است.
مخصوصا که با آواز در وسط چنارستان و صحنه تاتر روبازش، کلی شعر خوانده شود و شمس و مولوی را در تاتر - کنسرت شمس پرنده، از طریق چشم و گوش، بنوشی اش.
@parrchenan
+ نوشته شده در دوشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۶ ساعت توسط سهیل
|