سی
و در آخر با توجه به متن عالی نمایش، و چکامه آخرین، در فضایی احساسی، تو در اندیشه شوی چه خوب که ایران زمین، سرزمین کهن را ترک نکردم. از برای درد و رنج های مردمانش، که پاسخ آن را در عشق میتوانم یافت.
اوج هنر نویسنده و بازیگران، بخصوص، پاکدل( رستم)، در زمانی است که چرایی، ایجاد رنج و درد و خون را تشریح میکنند. بغضی خفه ات میکند که اشکها، در کاهش آن بغض در گلو، اثری نمیگذارد.
از درب کاخ که بیرون می آمدم، در این اندیشه شده بودم که، شاهنامه را شروع به خوانش کنم.
@parrchenan
یادمه برای پایان نامه خودم از کاغذ باطله استفاده میکردم اینقدر به استاد بر میخورد.
آخرش هم گفتن باید سه تا صحافی شده تحویل دانشگاه بدی.
👆👆👆
این هم از آخر آخرش.
سیستم بروکراتیک دانشگاه، قاتل محیط زیست است. از وقتی که پشت ترافیک مجبور میکنه حروم کنی ، از آن بنزینی که الکی مجبوری بسوزنی بری دانشگاه و بیای...
@parrchenan
قرار بود دماوند بریم که به دلایلی کنسل شد و مجبور شدیم همین توچال خودمان را صعود کنیم.
مسیر شیر پلا بینهایت شلوغ بود و واقعا حالم بد شده بود از این ازدحام، در نهایت با دوستان مشورت کردیم و قرار شد از مسیر کمتر شناخته شده ای صعود کنیم. مسیر زیبایی است یال چالون. در دل این زیبایی از بعضی از دوستان، پرسیدم که این مسیر بهتر بود یا مسیر اصلی؟ همه شان گفتند این بهتر است، مسیر زیبایست. کنار آب است و کسی از ابنا بشر در آن یافت می نشود. بعد پرسش دوم را مطرح کردم، پس چرا نود و نه درصد جمعیت از مسیر اصلی، قله را صعود میکنند؟
جواب من، تقلید است. ما مردمانی متفکر و اهل چون و چرا، پرورش نایافته ایم.
توجه شما را به چند عکس از برنامه و توضیحات مختصر زیر عکس جلب می نمایم
@parrchenan
در هنگام برگشت با پدر و دختری آشنا شدم که با تله کابین آمده بودند ایستگاه هفت و از آنجا قله را صعود کردند. با باران کلی حرف زدم, از نوع کودکانه و مخصوص به خود( آنهایی که مرا میشناسند میدانند)در نهایت دوستم قاطی کرد و گفت: باران، سهیل را بدیم سگا بخورند؟ باران شش سال و نیمه گفت: نخیرم، مال خودمه، دوست خودمه😊😊😊. الهی کوهنورد بشود و سایه پدر و مادرش بالای سرش مستدام.
@parrchenan