پرچنان:
برای صعود قله دماوند در اول هفته از رُخ جنوبی اقدام کرده بودیم. صبح خیلی زود قبل اذان حرکت کردیم. اواخر ماه بود و هلال زیبا و نازک و انبوه ستاره ها در آسمان شب رُخ نُمایی میکردند. همیشه این ساعت از شبانگاه و بخصوص سکوتش را بسیار دوست دارم، این زمان سکوتی پر از گفته ها دارد. شروع سپیده و جنب و جوش وحوش و پرندگان لحظاتی از زمان است که می ارزد، برای دیدن و شنیدن آن از خوابت هزینه کنی. در طول مسیر ، یک فضای ذهنی پیدا کرده بودم. این که چقدر میتوانم حضرت حق را شاکر باشم ازدوستان خوب داشتن. در بسیاری از ابعاد زندگی، دوستان خوبی دارم که انگیزه مندند و حضورشان، اثر مثبت در زندگیم گذاشته اند. هوا مه آلودبود و نسبتا سرد و مه اش سنگین بود و دید بسیار کم. از ارتفاع پنج هزار در برف تازه باریده تابستانه، گام بر میداشتیم. در طول مسیر گاهی و بر روی قله یاد و هوای بابا در وجودم همچون گردبادی، برُباید مرا. این اولین قله دماوند پس از او بود. اولین بار با او آمدم اینجا و بارها و بارها با هم تکرارش کردیم. قله دماوند برای بسیاری از آدم های این سرزمین که آن را ادارک کرده اند، زمانی است برای نازکی دل. به خداقوتی که در ابتدای مسیر به یک گروه چهار نفره گفتم و خنده ای سبک و تازه تحویل گرفتم فکر میکنم. اهل کجایید؟ بلوچ. به به، سلام ما را به تفتان برسانید. دماوند این روزها مکانی است که دلها را در آن، هم سو می کند. چرا که فصل صعود تابستانه دماوند از هفته آخر تیر تا هفته اول شهریور است.
***
دو کودک سه و شش ساله داشتیم که برای ادامه کارهای قانونی باید پزشکی قانونی می‌بردیم، با نقاشی کردن، با هم دوست شدیم و کلی خودی بودن را با هم تجربه کردیم. نقاشی و‌هنر ، معجزه ایست برای درک انسان ها از هم. تازگی ها این را فهمیدم. در ابتدا برادر بزگتر بلد نبود حتی خانه بکشد اما در انتها می‌دانست مثلت چیست. مربع چیست. و جمع این دو با هم خانه را تشکیل می دهد. پس از معاینات دکتر، تا دادن جواب ، رفتیم پارک و کلی بازی کردیم، هر دو شان چغر بودند و برای اولین بار پیش بچه ها کم آورده بودم. خنده های خان از آن خنده های دوست داشتنی بود که اصلا از ما دریغ نمی‌کرد. خنده ای در صورتی گرد و گندم گون با دندان های شیری کوچک سیاه و کمی سفید با چشمانی سیاه. حتی عکس پرونده پزشکی اش نیز خندان انداخت. خان، خانی بود برای خودش ، بی دریغ می بخشید خنده هایش. الهی خنده روزگار نصیب خود و برادر بزرگتر اش شود و در مثلث و مربعی خوب عمر بگذارند.

@parrchenan