فوتبال جام ملتهاي اروپا در حال برگزاري است.نكته اي كه از ديدن اين بازيها بدست مي آيد ، ديدن ميراثي است كه هيتلر روزي بر برچيدن آن اقدام كرد و امروز جريان عكس آن را مي بينيم. كافي است هنگام ديدن فوتبال صداي تلوزيون را قطع كنيد. آن وقت است كه تمايز قرار دادن بين اين تيم ها با تيم‌هاي آفريقايي كاري استمشكل. مانند تيم فرانسه كه  تعداد رنگين پوستانش بر سفيد پوستانش قالب است و در بسياري از تيم هاي ديگر.حال اگر صداي تلوزيون را هم بلند كنيم باز با كلماتي مواجه مي شويم كه انتظار شنيدن آن را نداريم.مانند خالد بولهروز . اسمي كاملاً بيگانه با فضايي كه ما در ذهن خود ساخته ايم.تمام اين مثال‌ها نمايانگر آن است كه اروپا بعد از جنگ جهاني دوم خطر نژاد پرستي و عقيده پرستي را درك كرد و سعي در حذف آن نمود و البته كه از خود شروع كرد.( به قيمت از دست دادن بسياري از رسوم و درهم شدن نژادها كه زماني به آنها افتخار مي كردند) بله ما شعار مي دهيم و آنها عمل مي كنند ما آيه شعوبا را داريم و آنها اجرا مي كنند. بسياري از مردم جنوب كشورمان تيره پوست هستند اما ما به ندرت آنها را ديده ايم . يا هنوز اهل سنت ما يك مسجد براي خودشان در پايتخت ام القراي اسلام ندارند.

نكته اي كه در بازيهاي يورو برايم جالب بود افراد اندك سياه پوست در تيم آلمان بود كه هنوز به نظر من آن خصلتي كه باعث جنگ شد را در خود حفظ كرده اند.

چند روز قبل كه ريس جمهور مصاحبه با خبرنگاران ايتاليليي كرده بود به يك نكته اي اشاره كرده بود كه:

چرا بايد ملت آلمان هر سال براي كشتار يهوديان كه معلوم نيست درست باشد يا نه بايد روز ندبه داشته باشد. ملتها معمولاً خوبي هاي خود را بزرگ مي كنند. چرا شما اين كار را ميكنيند( با چنين مضموني)

و البته كه دكتر كاشي در وبلاگ زاويه ديد جوابي براي آن داده بودند و آنكه بله هميشه نبايد به مفاخر گذشته افتخار كرد كه باعث گمراهي است بلكه بايد آن نكات تاريك را برجسته كرد تا باز به آن ورطه نيفتيم و من با ديدن تيم آلمان راستي گفتار دكتر كاشي را فهميدم.

 اميد به روزي كه ما نيز قدم در اين راه نهيم.