ظهر تاسوعا
بعد از سالها تاسوعای امسال تهران بودم، سال پیش هم تهران بودم اما درگیر مجلس ختم پدر. دم درب مسجد ایستاده بودم و به دنیای دون و بی مقدار فکر میکردم. سالهای قبل تر هم در سفر با دوچرخه بودیم.
رفتم مجلس عزاداری که سالهای کودکی، پدر دست ما را میگرفت و میبرد. از همان هیئت هایی که در خانه ها برگزار میشود و از صدر تا ذیلش برخواسته از سنت است. با خودم دنبال کارکردهای این شیوه عزاداری میگردم. این که مرد ایرانی که به او از کودکی اموخته اند، مرد که گریه نمیکنه!! در اینجا و این مکان چه راحت گریه میکند. این سنت انگار راهی روانشناسی برای برون رفت از پیامدهای نریختن احساسات عاطفی است که اثرات نامطلوب آن را کاهش دهد. دیگر کارکرد هایی که امروز برای آن پیدا کردم، باشد زمانی دگر، اگر تمایلی بود.
یکی از خصوصیات این هیئت ترکی آن است که مداحی ها همه به صورت شعر است و اگر قرار است جلسه اوجی داشته باشد، مداح مجبور است از ابیات استفاده کند. معتقدم جلسه هایی این چنین بشدت وامدار ادبیات و شعر و موسیقی است. شاید بیشترین کاربرد عملیاتی ادبیات و شعر در این جلسات است که وجود دارد و هنوز زنده است و مردم عادی با شعر لحظات پر شکوهی برای خود میسازند.
پدر دستمان را میگرفت و میآورد این هیئت. در جای جای اشعار و ابیات حسش میکنم. هنگام پخش ناهار که میشد معمولا قسمتی از کار را میگرفتم. یا پخش غذا یا باز کردن درب نوشابه ها. چند روز پیش بود، برای مددجویی آلاورا گرفتم. دربش پرسی بود. بقال به او گفت: در باز کن آویزان از یخچال است. دخترک هر کار کرد، نتوانست دربش را بگشاید. نسل دهه هشتاد چه میداند مهارت باز کردن ده ها جعبه نوشابه آن هم باقاشق یعنی چه؟
رسوم و تکنولوژی می آیند، پیر میشوند و می میرند. همچون ما انسانها. اواخر مجلس، پدر به دنبالم می آمد که اگر ناهار خوردی بریم. امروز اما کسی به سراغم نیامد.
هفته پیش سه شنبه بابت معرفی۱۲۳ مجبور شدم از چهار عصر تا نه شب پارک لاله باشم و همه این ساعات مداحی با صدای بسیار عظیم دهها باند خفن در حال پخش بود. بعد از آن در خیابان چند دسته با صدای خفن در حال عبور بودند. در بی آرتی راننده با صدای خفن در حال پخش مداحی بود. میدان تجریش با صدای خفن در حال پخش مداحی دگر بود. تا یازده شب که برسم خانه، این صدای خفن باندها رهایم نکردند.
ظهر تاسوعا و عاشورا با کودکی ام با نوستالوژی ام با حسینی که گفت اگر دین ندارید آزاده باشید گره خورده است. نا مسلمونا، به آن گند نزنید.
@parrchenan