نقد فیلم
1.نقد فيلم:
فيلم خانواده جهنمی كارگردان سوسن تسليمي.
برايم خيلي جالب بود كه از بازيگر باشو غريبه كوچك فيلمي ببينم كه خارج از ايران تهيه شده است. يادم ميآيد ان صحنهاي كه بچه ها در جنوب به دنبال يخ هستند و سرابشان در كادر دوربين هميشه در ابتداي برنامه كوچك و تيتراژ ابتداي آن نشان داده ميشد.
فيلم موضوع خانواده حسن سربندي است كه در سوئد زندگي مي كند. زنش در خانه خياطي كرده و خود خوراك ايراني در خانه تهيه مي كندو عروسي دختر بزرگش در راه است. او بادختر كوچكترش كه تازه از آمريكا برگشته مشكل دارد و...
به نظر من كل فيلم اين موضوع را خواسته نشان دهد كه فرد خود را بايد با فرهنگ كشوري كه به آن آمده هماهنگ كند نه بلعكس.
اگر حسن آن سختگيري را براي دختر كوچكتر كه در مراحل نوجواني بوده نميكرد او سر از آمريكا در نميآورد و آن سر نوشن نصيب او نمي شد.يا براي دختر بزرگتر كه در شرف عروسي است آن سختگيريها معمول كه در ايران صورت مي گبرد را نبايد مي كرد تا چنان سرنوشتي براي خودش در پايان فيلم رقم بزند . ( جايي درخانواده نداشته باشد)
پدر ملغمه اي از فرهنگهاست.از يك طرف غيرتي است براي دخترانش و از طرف ديگر خانم باز و چشم چران خانمهاي همسايه.
اين فيلم بيش ازآنكه براي مردم سوئد ساخته شده باشد به نظر من براي ايراني هاست تا با فرهنگمان از زاويه د نقدي تيز آشنا شويم.
به نظر من كاملترين و منطقي ترين فرد در اين خانواده در حال فورپاشي همان دختر عصيان گر بود كه توانسته بود نسبت به بقيه با مشكلات خود كنار بياييد.
كسي كه در آمريكا سختيها و ناملايمات زيادي را تجبه كرده بود و حال باز به خانواده پناه آورده بود.
بهترين جاي فيلم از نظر من: مراسم عروسي و غافلگيرشدن پدري مست ، بدست دخترش.( سياه مستياش واقعاً ايراني بود)
ننه بزرگ نيز نماينده ميراثي كهن و پوسيده است كه ديگر كسي به آن اهميت نمي دهد و دير يا زود مزمهل خواهد شد.

فيلم CASH.
فيلمي فرانسوي با بازي بينوشه.
روند فيلم بشدت كند است و تا آخر داستان هيچ موزيكي ندارد. تنها شوك داستان كه محكم و اساسي نيز است خودكشي مجيد به آن صورت است.
فيل در نگاه ساده چيزي براي گفتن ندارد.
اما در كنه قضيه پيام بزرگي در آن نهفته است و آن بيتفاوتي نژادي است كه اروپا و بخصوص فرانسه كه كارگردان آنجا ساخته است در حال شكل گيريست.( واژه نژاد پرستي را مناسب نديدم).كارگردان اين پيام را در دل داستان جاي داده و البته فكر كنم بسيار هم زيركانه انجام داده است و اينكه فرانسه ( بنده او را به عنوان نماينده اروپا در نظر مي گيريم) به سمت اين بي تفاوتي در حركت است.البته من اين موضوع را مي خواهم بيشتر بست بدهم و به كل جوامع كلان شهري بكشانم. همان چيزي كه گريبانگير شهرهاي بزرگ ايران هم است كه چه ساده از كنار دختران در حال گدايي. ناله هاي مر يا زني غريبه ميگذرم .( فقط بايد حافظهمان را تكاني دهيم و آخرين باري كه با چنين وضعيتي روبرو شديم را بخاطر آورده و عكس العملي را كه انجام داديم را بار ديگر بازسازي كنيم).
البته براي من چند جاي سئوال ماند كه آيا براستي نوارها را مجيد مي گرفت.
و پسر به چه علت با مادرش رابطه بدي پيدا كرده بود و چرا 1 روز به خانه نيامده بود( البته جواب راحت آن است كه بگويي به سن بلوغ رسيده بود) البته جا برای حرف زدن بسیار دارد.

بهترين قسمتي از فيلم كه پسنديدم:
ملاقات مادر و پسر پس از 1 روز نگراني و جوابهاي سربالاي پسر و البته نرمش و كنترل فوق العاده مادر در برابر پسر( به نظر من اين رفتار مشكل و شايد محال باشد). وصحنه خودكشي مجيد.
2.چند روز پيش سال مرگ دكتر شريعتي بود.من هم توانستم در مدت 6 ماه قسمت اعظم كتاب گفتگويي تنهايي (جلد 1) را بخوانم. باخود كتاب فعلاً كاري ندارم . اما يك نكته برايم جالب بود. كلمه محراب به چه معني است؟ دكتر هم كه معني آن را گفته نخواسته يا نتوانسته بگوييد چرا چنيين كلمه اي را براي محراب معابد و مساجد گذاشته اند.
حال از شما ميپرسم كلمه محراب كه مكاني است در مسجد به چه معني است؟جوابش آدمي را به فكر فرو خواهد برد.