با حالتی شکایتی، با مسئول آموزش و پرورش منطقه ای از مناطق تهران روبرو میشوم. میگم، آقا، این شیشه ای ها و آزارگرهای معتاد، کمتر از شما درس خوانده ها و لیسانس و فوق لیسانس و دکتری ها ما را اذیت میکنند.
واقعا گاهی مواقع، سواد و دانش باعث خود بزرگ پنداری ما میشود و به دیگران، از نگاه بالا به پایین می نگریم. وقتی دنبال منافع فردی خود می باشیم، نسبت به منافع جمعی و جامعه و دیگران بی تفاوت میشویم. به او توضیح میدهم، این دختر الان کودکی و نازک و کوچک، بیست سال بعد اگر کاری و پرورشی و مهارتی بر روی او انجام نداده باشیم، با توجه به موقعیت خانوادگی اش، سر از ناکجا اباد خواهد آورد و جامعه آسیب دیدگیش بیشتر خواهد شد.
واقعا مدیر مدرسه، انرژی ای که برای کل روز و شیفت نیاز داشتیم، از ما خالی کرد.


در این جور مواقع خدا را شکر میکنم که کودک و فرزندی ندارم که دوزاده سال در این سیستم بیمار پرورش یابد. آموزش و پرورش ما واقعا دچار مشکل است.

***
همکارم امده صفحه یک ان جی او معروف را نشان میدهد و میگوید، پسر معتادی که ما گرفتیم و بردیم بستری کردیم و حالش خوب شد را به نام خودشان ثبت کرده اند
کار بی اخلاقی کرده اند اما
مهم آن بود که آن پسر حالش خوب شود. کارکِرد ما همین است که حال خوب درست کنیم. دیگران هم در بی اخلاقی خود غوطه خورند


@parrchenan