شكر خدا كه اين مسابقات تمام شد و ما حالا مي توانيم صبح ها راحت از خواب بيدار شويم و روز خود را در حالت چرت بسر نبريم.

اما ما در اين چند هفته يك چيز مهم كشف كرديم ، زنان غربي موجودات خبيثي هستند. موجوداتي كه حتي نبايد يك لحظه قيافه پليد آن ها را نشان داد. اگر خداي نكرده يك لحظه از دست سانسور چياني كه نگران دين من جوان هستند و صحنه اي در مي رفت ويك خانم كه لباس حلقه‌اي پوشيده بود را نشان مي داد  مطمئن هستم كه شب خوابش نمي برد.حاضر بودند 37 بار يك گل را نشان بدهند  وآدم را از هرچي گل است متنفر كند اما يك لحظه خدايي نكرده اين موجود خبيث را نشان ندهد. باري حالا ما مي دانيم كه اگر زنان ايراني هم پايشان به ورزشگاه ها باز شود  آنها هم بي ناموس بازي در  خواهند آورد  و ما ها هم همه لخت بازي را به تماشا خواهيم نشست. با اين تفاوت كه ما زير آفتاب جزغاله خواهيم شد (آفتاب اروپا كه نيست ، نرم ولطيف باشه).

به راستي فرهنگ غرب اينقدر وحشت زاست.آيا پاي من روزي به آن ور  آبها باز نخواهد شد ؟ آيا من غير از فيلمهايي كه ايران پخش مي كند نمي توانم با نوع زيست آن مردمان از طريق اينترنت، ماهواره، DVD و... آشنا شوم و ببينم .آيا تنها راه ارتباطي من با غرب از كانال جمهوري اسلامي ميگذرد.پس چرا با اين كه هم ما مي دانيم و هم آنان كه همه از اين صحنه ها ديده ايم وخواهيم ديد باز دست به چنين اعمالي مي زنند.جز اين است كه با اين كار بغير از  عقده در من چيزي افزوده نخواهد شد.

حلا ما هر چقدر هم كه از اين جور آدمها در اين فيلم‌ها ديده باشيم . باز تا صحنه آهسته يك بازي را نشان مي دهد، كه آن صحنه را نمي بينم. درون تماشاگران مي گرديم  و يك مورد كه از دست سانسورچي در رفته رو سعي مي كنيم پيدا كنيم و ببينم و تو دل خودمون به ريش اون سانسور چي بخنديم. يا بلعكس.