چرا نمینوشند؟
در ماشین گشت هستیم و ذهنم طوفانی از افکار چرخ میخورد، از ماندن یا رفتن.
به آدرس مورد نظر رسیدم.
پسر دوازده سیزده ساله ای که روی ویلچر بود به همراه مادرش، جلوی درب منزل بودند.
به اتفاق وارد خانه شدیم.
خانه محقر و تمیز و برای من دلنشینی بود. ابتدای ورود چند گلدان سبز که معلوم بود به آنها رسیده شده، بر ما سلام کردند.
پسر از مشکلاتش با مادرش گفت.
مادر اما نگاهش پر از مهر بود و صدایش مرا یاد میرکمالم، اسوه ایمانم می انداخت.
شنیدیم و سخن راندیم، حال پسرک به شده بود، پسر ساده و در استعاره پینوکیو واری بود.
با خنده گفت:
« بهزیستی چه خدمات خوبی داره»
گفت دیگه خدا را بابت نعماتش شکر نمیکنم.
حرف را به نعمتها کشاند, در زمین او ماندم.
بزرگترین نعمتی که داری چیست؟
سلامتی، ویلچر خوبم، خونه.
به مادرش نگاهی انداختم، گفتم اگر همه اینها را داشته باشی مادرت را نداشته باشی چه؟ وضعیت چگونه خواهد بود؟ کجا خواهی بود؟ به فکر فرو رفت.
مادرش برایمان چای آورد؟
نوشیدیم و همکارم از عطرش صحبت کرد.
مادر گفت:
« شما اولین نفر هستید که چایی که من برایش ریخته ام را مینوشید. چرا بقیه نمیخورند؟»
به آدرس مورد نظر رسیدم.
پسر دوازده سیزده ساله ای که روی ویلچر بود به همراه مادرش، جلوی درب منزل بودند.
به اتفاق وارد خانه شدیم.
خانه محقر و تمیز و برای من دلنشینی بود. ابتدای ورود چند گلدان سبز که معلوم بود به آنها رسیده شده، بر ما سلام کردند.
پسر از مشکلاتش با مادرش گفت.
مادر اما نگاهش پر از مهر بود و صدایش مرا یاد میرکمالم، اسوه ایمانم می انداخت.
شنیدیم و سخن راندیم، حال پسرک به شده بود، پسر ساده و در استعاره پینوکیو واری بود.
با خنده گفت:
« بهزیستی چه خدمات خوبی داره»
گفت دیگه خدا را بابت نعماتش شکر نمیکنم.
حرف را به نعمتها کشاند, در زمین او ماندم.
بزرگترین نعمتی که داری چیست؟
سلامتی، ویلچر خوبم، خونه.
به مادرش نگاهی انداختم، گفتم اگر همه اینها را داشته باشی مادرت را نداشته باشی چه؟ وضعیت چگونه خواهد بود؟ کجا خواهی بود؟ به فکر فرو رفت.
مادرش برایمان چای آورد؟
نوشیدیم و همکارم از عطرش صحبت کرد.
مادر گفت:
« شما اولین نفر هستید که چایی که من برایش ریخته ام را مینوشید. چرا بقیه نمیخورند؟»
همین جمله حجت را بر من تمام کرد.
این چرا برای تک تک ما انسانها صادق است.
ببینیم در کجای داستان گم گشتی فردیت یافته
« من _ دیگری ( other) » هستیم. در کجای تفرعون و خود بزرگ پنداری ؟ با فرعون شدن چند گام فاصله داریم؟
@parrchenan
+ نوشته شده در سه شنبه ۸ اسفند ۱۳۹۶ ساعت توسط سهیل
|