خشتک
ریسم به شلوارم گیر داد که چرا شلوارم فرم نپوشیدی؟
توضیح دادم که « خشتکش» پایینه و احتمال داره در نشست و برخواست ، حین کار جر بخورد و میخواهم بدهم خیاطی تا «خشتکش »را درست کند و...
که پرید وسط حرفم که اقای رضازاده دیگه این کلمه( خشتک) را استفاده نکن.
توضیح دادم که « خشتکش» پایینه و احتمال داره در نشست و برخواست ، حین کار جر بخورد و میخواهم بدهم خیاطی تا «خشتکش »را درست کند و...
که پرید وسط حرفم که اقای رضازاده دیگه این کلمه( خشتک) را استفاده نکن.
بغیر از این که تا دو سه روز به این گفتگو وقتی فکر میکردم خنده ام میگرفت، موضوعی ذهنم را درگیر کرد. اینکه چرا بار اضافی بد _ خوب، اخلاقی _ نا اخلاقی، زشت_ خوب، به کلمه تحمیل میکنیم؟
مثلا اگر به جای کلمه « خشتک» ، فاق میگفتم، دیگر در نظر ایشان زشت نبود؟؟
این جور مواقع یاد اسطوره ای میافتم که بنی اسرائیل قرار شد گاوی ذبح کند.
گویی ذهن ما انسانها از سادگی به پیچیدگی گریزان است.
@parrchenan
+ نوشته شده در شنبه ۴ فروردین ۱۳۹۷ ساعت توسط سهیل
|