دره 3000
9/10/11/5/87 دره 3000
سه شنبه شب ساعت 9 حرکت خود را به سمت طالقان آغازیدیم.
ساعت 3:00 بامداد ما در پراچان بودیم. در ساختمان نیمه سازی شب را به صبح رساندیم و بعد از خوردن صبحانه ساعت 8:35 دقیقه صبح به سمت بالا و در امتداد جاده ارتفاع گرفتیم.
در ساعت 10:05روی پل گذشته و ساعت 10:15 استراحت کردیم.. ساعت 10:45 جاده تمام شد و ما مسیر رودخانه را ادامه می دادیم تا که به یک دوراهی رسیدیم(11:30) که البته از هر دو مسیر می توان رفت اما راه اصلی که در نقشه وجود دارد راه سمت راستی است که در امتداد رودخانه است و سپس بر روی یال سوار می شود.
مسیر کمی شیبش تند است و ما ساعت 3:00 در دمچه بودیم. متاسفانه تا دمچه چشمه های موجود خشک شده بود و کمی تشنگی بچه ها را اذیت کرد.
دمچه هوایی دلپذیر و آبی گوارا داشت. از عشایر مهربان آنجا ماست و نان محلی گرفته و ناهار را نان و ماست و چیپس خوردیم.
تا غروب آفتاب مشغول بودیم .شام عدسی و ذرت و سیب زمینی امیر را خوردیم وگاهی به شهاب های گذرای شب نظر می دوختیم . شب را در زیر لهاف آسمان پر ستاره شب در حال گوش دادن به نوای شب سکوت کویر شجریان به خواب رفتیم.( آخر ماه بود و ماهی در آسمان نبود و در نتیجه آسمان پر ستاره ).
صبح ساعت 7:00 از خواب بلند شدیم و در حال صبحانه خوردن باز از مهربانی های عشایر نصیبی بر ما رسید و چیزی بین خامه و سر شیر و پنیر به نام لور را به ما دادند و ما خوردیم .لور در نهایت خوشمزگی بود. طوری که من چنین صبحانه ای را به یاد ندارم.
ساعت9:05 از دمچه سمت گردنه حرکت کردیم.( باید به سمت خط الرس قله لشگرک ها برویم تا پاکوب مشخص شود.)
ساعت 10:35 کنار چشمه بودیم و کمی استراحت کردیم.یرانجام ساعت 12:20 بر روی گردنه میش چال بودیم و کنارمان قله های خرسان و هفت خوانی خودنمایی می کردند و در دور دست قله نرگس حریم 2000-3000 را نگهبان بود. دیگر مسیر در دره می افتد که به دره 3000 معروف است و دائماً در حال دور زدن هفت خوانی می باشد و در کنار رودخانه 3000 حرکت می کنیم. ما از ابتدای تشکیل رودخانه در کنار آن بودیم تا اواخر آن که به دریا می ریزد.ساعت 6:40 به آب گرم می رسیم و شب را در منطقه می خوابیم . به دلیل آنکه مردم محلی زیادی آمده بودند و گنجایش حوزچه آب گرم کم بود_ حداکثر 7نفر) ما نتوانستیم در آب بی افتیم. البته به دلیل استفاده زیاد از آب . کمی کثیف بود. نظر مردم محلی که اعتقاد عجیبی به چشمه دارند آن است که حضرت سلیمان نبی در این آب آب تنی کرده و شاید به همین دلیل آن منطقه به تخت سلیمان معروف است و قله های قدر قدرتی دارد. شام یک املت اساسی زدیم تو رگ و به خواب زیبایی رفتم.
صبح من و امیر به دلیل آنکه زود به مینی بوس برسیم ساعت 5:40 حرکت کردیم. ساعت 6:10 کنار پل بودیم. ساعت 6:40 دقیقه روستای میان رود و 7:15 درجان بودیم و سر انجام ساعت 7:30 در شهرستان بودیم. یک ابتکار خوبی که انجام شده است آن بود که برق شهرستان را از خود رودخانه اش با نصب بک ژنراتور گرفته اند.
ساعت 9:05 در قاضی محله بودیم و جایتان خالی نیمروی مفصلی زدیم و منظر بچه ها شدیم . تا که بچه ها ساعت 3:00 آمدند و ساعت 4:30 از آنجا به سمت شهسوار حرکت کردیم .مسیر شوسه است و قابل قبول. جاده جاهایی در دل سنگ تراشیده شده و منظره هایی بدیعی از همزیستی جنگل و سنگ را می توان از آن جاده دید. جاده چالوس ترافیک سنگینی داشت . طوری که ما ساعت 3:20 بامداد به تهران رسیدیم. یعنی نزدیک 12 ساعت در مینی بوس بودیم.




