بازدید از منزل بصورت اورژانسی رفته بودیم.
در برگه پرونده امده بود، خود کودک تماس گرفته و گزارش کرده است.
مادر و برادر بزرگتر همکاری کردند و وارد منزل شدیم. پسر کؤچک خانواده تقریبا همه بدنش آثار کبودی ناشی از برخورد کمربند داشت.
پس از« گفتگو هایی» که با هم داشتیم، کشف به عمل آمد،کودک بیش فعال است و چند صباحی است، داروهایی خود را که مهمترین آن ریتالین میباشد، مصرف نکرده و در این آخرین برخورد، پدر خانواده،کنترل خشمش را از دست داده است‌. خانواده مثبتی بودند و تلاش کردیم، هم کودک هم خانواده را به جهت ادامه دارو درمانی متقاعد کنیم.
مجبور شدم خاطرات خودم با بچه ها در شبه خانواده را و یکی از فرزندان بیش‌فعالی که داشتم را با آنها مرور کنم.
مادر کودک گفت، او شطرنج باز قابلی است. به مادرش توضیح دادم که احتمالا در ابتدای بازی بسیار دقیق بازی میکند و هر چه از بازی میگذرد، بی حوصله و کم دقت میشود.
یک آن،پسر که سکوت کرده بود، و نشسته بود، کمر راست کرد و برقی در چشمانش و یک گشایش لبخندی بر چهره اش نقش بست و رو به من گفت:
راست میگی.

و رفت صفحه شطرنج را آورد.
در بازدید اورژانسی شطرنج بازی کردیم!!!
در پایان کودک و خانواده، بسیار همراه شده بودند، و توانسته بودید ارتباط کامل با آنها برقرار کنیم و در نتیجه اثر بخشی« گفت و گو» را بالاتر ببریم.
در هنگام خداحافظی، کودک بغلم کرد و به یادگار هدیه ای برای ما آورد.


اما چه چیز باعث ایجاد این ارتباط شد؟
به نظرم،

«««یافتن وجه مشترک. انسانها وقتی میتوانند با هم ارتباط عمیق پیدا کنند که وجه یا وجوه مشترک در تعاملات خود بیشتر از طریق« دیالوگ»، با هم پیدا کنند.»»»

«بیایید با هم حرف بزنیم. از خود و دنیای خود بگوییم».

 

کودک بازی شطرنج را البته مات شد.

@parrchenan

اردیبهشت عزیزان جانم پر برکت.
عزیز نازنینم، میر کمالم، در بستر بیماری هستند، الهی هر چه سریعتر به بهار و اردیبهشت بازگردند.

اردیبهشت است و خوش به حال عاشقان. اردیبهشت است و وای بر ما تنهایان😕🚲

 

به قول استاد شفیعی:
خاک بر سر کسی که در بهار عاشق نشود😕


چيزی از اين بهار در آغوش من کم است
تو نيستی و يک‌سره اُردی‌جهنم است

اسفندِ سرد و خسته به پاييز می‌رسد
تقويم يک دروغ بزرگ و مسلّم است

وقتی که هيچ‌چيز شبيه گذشته نيست 
وقتی رديف و قافيه گاهی فقط غم است

وقتی به جای عشق، هجوم سه‌نقطه‌هاست
وقتی که قحطِ سيب، و... حوا و... آدم است

از هفت‌سين کالِ زمستان عبور کن 
سرماست سين هفتم و سرما جهنم است

بر من مگير خرده اگر سبز نيستم 
وقتی سياه بر همه رنگی مقدم است

وقتی هنوز خون تو می‌جوشد از زمين
خرداد مثل ماه عزای محرم است

از سين، سکوت مانده و سالی که سوخته
از من همين سرود که بغضی دمادم است.

#ناهید_شمس