۱۲مرد خشمگین
شما همیشه برای پرونده هات اینقدر فکر میکنی؟
نمیدانم چند تن از خوانندگان پرچنان فیلم دوازده مرد خشمگین را دیده اند یا بهتر بود میپرسیدم، چند بار دیده اند.
تمام زمان فیلم در یک اتاق میگذرد و داستان هیئت منصفه ایست که قرار است برای بیگناهی یا گناهکار بودن فردی رای گیری کنند. ابتدا یازده نفر رای به گناهکار بودن میدهند و نفر شماره هشت اما شک میکند. قرار این بود ماجرا در یک ساعت حل شود، اما این فرد شماره هشت، داستان را بهم میزند. در نهایت افراد در حالیکه عرق ریزان هستند و نیاز به هوای آزاد دارند و پنجره میگشایند و سیگار میکشند نه از جنس عشقولی های سریال شهرزاد که از جنس خشم و درد و عصبی شدن سر یک تصمیم سخت، رای به بیگناهی فرد میدهند
معتقدم جنس بعضی از پرونده های ۱۲۳ اینگونه است. گونه ای بی اندیشیم و فکر کنیم و تصمیم بگیریم که گویی قسمتی از وجودمان، گوشتی از تنمان کنده میشود. درد بکشیم و رنج ببریم از پیشنهادی که برای پرونده لحاظ میکنیم.
همچنان معتقدم بزرگترین خطای استراتژیک ما همین است که همه ابعاد پرونده دیده نمیشود، به گفتگو و بحث قرار داده نمیشود و این بار وجدانی ما را زیاد میکند و اثر سو در دراز مدت جامعه میگذارد که فرصت مطرح کردن آن در این مقال نیست.
و اگر از نگاه فرامادی نگاه کنیم،
شاید که آمرزیده نشویم.
ای کاش در انبوه واحدهای دانشگاهی رشته هایی چون رشته های ما، قضاوت و وکالت و پزشکی و پرستاری، دو واحد ناقبل، نقد فیلم بود. تا عظمت کار خود را بفهمیم و کم بودن حقوق و زیاد بودن پرونده را بهانه ای برای نیندیشیدن نکنیم.
@parrchenan