این هم کامنت یکی از خوانندگان پیرامون سوالم:


درود.شب خوش.
درمورد طریق بسمل شدن پرسیده بودید.
واقعا کتاب را بسمل کردند و سپس اجازه چاپ دادند.
در حدود 270 یا 280 پاراگرافش رو حذف کردن تا اجازه چاپ دادند .
اما کاملش رو در خارج از کشور توسط آقای خلیلی چاپ شده.

استانبول بهشت سیگاری هاست. در هر کوی و برزن، پیر و جوان، زن و مردی را خواهی یافت که سیگاری گیرانده باشد. در هر رستوران و کافه و شیرینی فروشی، یک چیز بر روی میزها خودنُمایی میکند. جاسیگاری. اگر در حال ترک سیگار هستید به این بهشت سیگاری ها نروید. این یک هشدار بود برای آدم هاییکه ترک سیگار کرده اند.

استانبول نسبت به تهران آلودگی صوتی بسیار کمتری داشت. شاید بخاطر سیستم حمل و نقل جامع تری که دارد. شاید به این خاطر که موتور سیکلت کمتری با استانداردهای بالاتری در سطح شهر تردد دارد. یکی از مهمترین عوامل آلودگی صوتی، بوق ماشین هاست. و ماشین ها در آنجا کمتر بوق میزنند. یکی از فرضیه هایی که به ذهنم رسید، آن است که آنجا مسافری که حمل و نقل عمومی انتخاب نکند، فقط توسط تاکسی جا به جا میشود و این روزها اوبر هم بر آن افزوده شده است. اما در تهران، ماشین های شخصی بسیاری در کار حمل و نقل مسافر هستند، تاکسی های خطی هم داریم و همین ها برای تصاحب مسافر به جنگ یک دیگر رفته و خطوط کج رانندگی را خلق میکنند، ابزار جنگیدن هم بوق ماشین هاست و به مرور این بوق های خطی و خطوط کج رانندگی از جهت تصاحب مسافر کنار خیابان، فرهنگ بوق را در فرهنگ ترافیکی ایران جا می اندازد و وحدت رویه بوق برای اعتراض ، برای سلام، برای همه چیز، جا می افتد.
بنا بر این فرضیه ام، معتقدم اگر تاکسی ها ایران، مثل همه جای دنیا استفاده شوند، حجم عظیمی از آلودگی صوتی ناشی از بوق کم خواهد شد. اما چگونه این امر محقق خواهد شد. با گران شدن بنزین، و داستان‌های بعدی آن.
یکی از داستانهایی که بعد از گرانی بنزین ایجاد میشود، برای خانواده‌ها یی است که از طریق مسافرکشی ارتزاق می‌کنند است. قسمت اعظمی از خانوار ایرانی از طریق مسافر کشی برای خود ایجاد درآمد میکند. حتی معتقدم مسافر کشی در شهرها، جز سه شغل اول کشور است. با این امر چرخه بیکاری به جاهای بسیار باریک کشیده میشود و... گویی همچنان می ارزد این آلودگی صوتی.

@parrchenan