در بعضی بازدید ها که انجام میدهم و مشکل بین فرزندان و خانواده هست، اگر مشکل خیلی بزرگ نباشد و حدود بیشتری پدر خانواده مقصر باشد معمولا با توجه به شرایط قانونی و کم توان بودن قانون در این جور فضاها، تا حدودی به سمت پدر خانواده غش میکنم، تا ابتدا اعتماد او را جلب نمایم و پس از بدست آوردن اعتماد، از طریق گفتگو، او را واردار به تغییر و امتیاز دادن نمایم. در واقع اگر بخواهی قضاوت به مساوات و عدالت داشته باشی، این رفتار درست نخواهد بود. اما اگر دور اندیشی و نتیجه رفتار را بخواهی در تصمیم بگنجانی، آنگاه شاید بتوان گفت، آن رفتار و تصمیم عادلانه بوده است.

مغازه لوازم التحریری داریم که برادرم آن را اداره می‌کند، گاهی که به مغازه سر میزنم، مشاهدات جالبی را دریافت میکنم
گاهی یک کودک سه چهار ساله وارد مغازه میشود و چیزی مطالبه میکند که پدر کودک دل به خرید آن ندارد، در این جور مواقع، برادرم سمت پدر کودک غش کرده و سعی در منصرف کردن کودک از انتخاب آن کالا یا شیفت ذهنش به کالایی که پدر راضی باشد میکند. شاید در نگاه اول این رفتار مناسب اقتصادی نباشد و به زیان خود کار کرده باشد، اما اگر از دید کلان به آن بنگری، تو توانسته ای اعتماد پدر کودک را جلب کنی و در دراز مدت این اعتماد برای سود بنگاه اقتصادی اش مفید خواهد بود. ضمن آنکه در همان زمان که کودک دست بر کالایی گذاشته، باز باید با پدر کودک طرف شوی و معامله انجام شود و حتی اگر به گریه کودک، پدر میتواند مانع این معامله شود.
پس فروشنده نیاز دارد که در زمین پدر کودک بازی کند.

اگر این دو موضوع را قیاسی بگیریم، شاید شباهت این دو رفتار را بتوان درک کرد.

همچنان معتقدم مناسبت های اقتصادی و روابط بین خریدار و فروشنده، بهترین کارورزی برای همه رشته های آموزشی است و از پزشکی تا رشته های انسانی، کارورزی در این جور مناسبات بهتر است داشته باشند.

@parrchenan