حس خوب شدن
«یک هنر شما میتواند زندگی یک آدم را تغییر دهد».
جمله ای بود که ارایه دهنده همساز بیان کرد.
سپس توضیح داد که یکی از داوطلبین محک که برای کودکان داستان میخواند، زمانی که کودک به کما رفته بوده، برایش شروع به خوانش کرده و کودک شرطی شده به صدای او، از کما خارج شده و...
او در نهایت از تغییرات مثبتی که کار داوطلبانه در زندگی خودش، و زندگی دیگران گذاشته است گفت و ارائه خود را تمام کرد.
ابتدای جلسه را یادم آمد. با لبخندی محو وارد شدم. یکی از خوانندگان قدیمی پرچنان، پیام داده بود كه نوشته های وبلاگ، باعث شده سبک زندگی که او در نوجوانی ( ده سال پیش) و سپس جوانی انتخاب کرده، کوه و کوهنوردی داشته باشد و عامل این انتخاب را نوشته های کوه نوشت پرچنان می دانست.
« حس خوبی» درونم ایجاد کرده بود. اینکه بیهوده ننوشته ام این سالها. و آدم «بی هنری» که فکر میکردم هستم، یا باشم، نیستم. یک اقلی از هنر را داشته ام و توانسته ام سبک زندگی فردی که در نوجوانیاش پرچنان را میخوانده، به کوه آغشته کنم. انصافا حس خوبی داشت این سخنش. امیدوارم روزی به هنری برسم و برسیم که چون داستان ابتدای این نوشته «ارایه دهنده آقای حسام ملک زاده» ، کودکی را از مرگ به زندگی رسانیم.
ایشان یکی از داوطلبین کمک در ان جی او محک هستند و خاطر نشان کردند در مورخه ۲۸ و ۲۹ همین برج، بازارچه محک در خود مجموعه واقع در دارآباد برپا میشود.
جمله ای بود که ارایه دهنده همساز بیان کرد.
سپس توضیح داد که یکی از داوطلبین محک که برای کودکان داستان میخواند، زمانی که کودک به کما رفته بوده، برایش شروع به خوانش کرده و کودک شرطی شده به صدای او، از کما خارج شده و...
او در نهایت از تغییرات مثبتی که کار داوطلبانه در زندگی خودش، و زندگی دیگران گذاشته است گفت و ارائه خود را تمام کرد.
ابتدای جلسه را یادم آمد. با لبخندی محو وارد شدم. یکی از خوانندگان قدیمی پرچنان، پیام داده بود كه نوشته های وبلاگ، باعث شده سبک زندگی که او در نوجوانی ( ده سال پیش) و سپس جوانی انتخاب کرده، کوه و کوهنوردی داشته باشد و عامل این انتخاب را نوشته های کوه نوشت پرچنان می دانست.
« حس خوبی» درونم ایجاد کرده بود. اینکه بیهوده ننوشته ام این سالها. و آدم «بی هنری» که فکر میکردم هستم، یا باشم، نیستم. یک اقلی از هنر را داشته ام و توانسته ام سبک زندگی فردی که در نوجوانیاش پرچنان را میخوانده، به کوه آغشته کنم. انصافا حس خوبی داشت این سخنش. امیدوارم روزی به هنری برسم و برسیم که چون داستان ابتدای این نوشته «ارایه دهنده آقای حسام ملک زاده» ، کودکی را از مرگ به زندگی رسانیم.
ایشان یکی از داوطلبین کمک در ان جی او محک هستند و خاطر نشان کردند در مورخه ۲۸ و ۲۹ همین برج، بازارچه محک در خود مجموعه واقع در دارآباد برپا میشود.
حیف است این حس خوب را با شعری خوب و مرتبط از کدکنی به پایان نرسانم.
عوض میکنم هستیِ خویشتن را
نه با هر چه خواهم – که با هر چه خواهی:
ز گاوَرس و گنجشک تا مور و ماهی.
عوض میکنم هستی خویش را، با
کبوتر
که میبالد آن دور،
زین تنگناها، فراتر.
عوض میکنم هستی خویش را با
چَکاوی که در چارچار زمستان
تنش لرز لرزان
دلش پُر سرود و ترانه.
عوض میکنم خویش را با اقاقی
که در سوزنی سوزِ سرمایِ دی ماه
جوان است و جانش پر است از جوانه.
عوض میکنم خویش را
با کبوتر –
نه
با فضلههای کبوتر
کزان میتوان خاک را بارور کرد و
سبزینهای را فزونتر.
بسی دور رفتم؛ بسی دیر کردم
من آن بذر بیحاصلم کاین جهان را
نه تغییر دادم
نه تفسیر کردم.
عوض میکنم هستی خویش را با –
هر آن چیز از زمرهی زندگانی،
هر آن چیز با مرگ دشمن،
هر آن چیز روشن،
هر آن چیز جز "من".»
️ شفیعی کدکنی.
parrchenan@
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۷ ساعت توسط سهیل
|