تابستان داغ
اسپندی، گدای آواز خوان، گدای مداح، گدای گدا، فقط کافی است وارد این تووچان شود
مغازه دارش اخم و تخم نمیکند. غر نمیزند. فحش نمیدهد. داد نمیزند. یک سوال میکند:
پول یا آب میوه؟
و پیش روی آن گدا یک منوی انتخابی میگذارد. اکثرا آب هویچ خنک را انتخاب میکنند.
بعید میدانم سواد و سطح تحصیلی خاصی داشته باشند، یا از این فضاهای روشنفکری حمایت از حقوق فلان و بهمان را شنیده باشند.
جنس رفتار، از آن رفتارهای لوتی است. لوتی وار
از این لوتی گری اش خوشم امد.
مغازه دارش اخم و تخم نمیکند. غر نمیزند. فحش نمیدهد. داد نمیزند. یک سوال میکند:
پول یا آب میوه؟
و پیش روی آن گدا یک منوی انتخابی میگذارد. اکثرا آب هویچ خنک را انتخاب میکنند.
بعید میدانم سواد و سطح تحصیلی خاصی داشته باشند، یا از این فضاهای روشنفکری حمایت از حقوق فلان و بهمان را شنیده باشند.
جنس رفتار، از آن رفتارهای لوتی است. لوتی وار
از این لوتی گری اش خوشم امد.
آدرس: آبمیوه و ویتامینه حاجی بابا، تقاطع ولیعصر، سپه.
*
در کافه نشسته ام. کودک فال فروش به میز کناری می سد. لباس تمیزی پوشیده و همه دکمه های پیراهنش را بسته و سعی کرده در رسمی ترین حالت خودش باشد. میز کناری، یک هزاری میگذارد کف دستش و میگوید: « به این خاطر که تونستی یواشکی وارد اینجا بشی».
پسرک خنده ای بر لبش می نشیند و هیجان زده در حالیکه دستش را باز میکند و دوار میچرخاند میگویید: « همه اینها رفیقامن، یواشکی نیامدم».
پسرک حس امنیت داشت. دم بچه های کافه دیاموند گرم با همه گران بودن منویشان.
*
تابستان گرم امسال را با این قبیل دل خنکی ها، دلچسب کنیم.
parrchenan@
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۷ ساعت توسط سهیل
|