از صبح منتظر تماس پسرک گیر کرده در استانبول بودم. عصر یکی زنگ زد. و بعد پی ام داد:
«براش بلیط هواپیما خریدم با هم امشب بر میگردیم تهران. دلم براش سوخت، بچه است، داداش خودم هم از این اشتباه ها زیاد میکنه»
و پرونده آوارگی « او» هم بسته شد و خرجی که دستم گذاشت و قرار شده « او» خرد خرد برگرداند.

نکات:
*حتی آن سر جهان هم آدم های « خوب»، « مهربان» و « لوتی» پیدا میشود.
**فرایند « گفتگو» اگر با صداقت همراه باشد منجر به حل مسئله در دورترین نقطه به خانه حتی میشود. پسرک با فرایند گفتگو توانسته فرد کمک کننده را قانع کند. میشود برای حل همه مشکلاتی که بر آدمی بوجود می آید، از «گفتگو» با چاشنی صداقت استفاده کرد.
*** فضیلت هم دلی را کسی برخوردار است که گویی از آن فضا و مشکل چشیده است( برادر من هم ...)
نقطه اتصال کمک کننده به « او» بود
هم دلی را بی آموزیم.
شاید بهتر است بگویم، بچشیم. چگونه؟ کتاب، رمان، فیلم و تفکر بعدی پیرامون آن در انزوای خود. ساختن تخیلی قوی برای تجسم چیزهایی که به دلیل شانس و جبر جغرافیایی و طبیعی خوشانسانه، از آن دور بوده ایم، مثل فقر، خانواده بد، محل تولد و حتی بچشیم، مثل تشنگی، گشنگی ، بی خوابی، ساعتها راه رفتن، که در اعمالی مثل روزه، شب زنده داری و یا کوهنوردی یافت میشود و تفکر کردن ، تفکر کردن ، تفکر کردن، در موقعیت با خود تنها بودن
از دوستانی که پیرامون این پسر کامنتهای کمک کننده و پیشنهاد دهنده دادند تشکر میکنم.
برای پسرک پا شکسته ام هنوز کلاس یا دوره مجازی نیافتم. کسی پیشنهادی ندارد!
parrchenan@