سیگار
برای کشیدن سیگار، علل گوناگونی وجود دارد، دو علت از علت‌های مختلفی که دارد برای من برجسته است. یکی از جنبه مثبت و دیگری منفی.
سیگار کشیدن، نوعی گستاخی، نه گفتن به قواعد تعریف شده، بی‌پروایی سازنده می‌تواند باشد. نه ای از جنس طغیان، تا یافتن خود جدید. و این جنبه مثبت آن است.
و جنبه منفی سیگار کشیدن، نا امیدی و در نتیجه تخریب خود، فضایی از افسردگی، پناه آورده شدگی، یاس ، گوشه غاری در دل جمعیت، قایقی در دل طوفان اجتماع و دروازه ای برای شکستن و تخریب بیشتر خود است و این جنبه منفی آن است.
معمولا نگاهم به سیگار کشیدن در این دو فضا می چرخد.
در زمانی که مربی کودکان بی سرپرست بودم، بودن بچه هایی که سیگار می‌کشیدند، مخصوصا بچه هایی که نزدیک های ترخیص شأن و ورود به اجتماع بدون حضور دیگری و ماها بود.
گاهی که بچه ها را کوه می‌بردم، یکی از بچه هایی که قبل تر ترخیص شده بود را حتماً میگفتم در جمع ما حضور داشته باشد. سیگاری آداب دانی بود. این که هیچ وقت جلو ما ( به عنوان مربی و سرپرست اش) سیگار نکشید. بزرگتر و مربی می آمد آن را خاموش میکرد، اگر میخواست سیگاری بگیراند خود را از جمع مخفی میکرد و حضور او در کوه باعث می‌شد دیگر بچه ها هم این آداب دانی سیگار کشیدن را از او یاد بگیرند. معتقدم این آداب سیگار کشیدن، کارکردهای بسیار مثبتی دارد که در شرح این گفتار نمیگنجد.

در جمع دوستان تحصیل کرده و یا در حال تحصیل دانشجویان سطح اول کشور بودم، کودکی شش ساله در جمع ما حاضر بود و توانسته بودم با او تا حدودی اخت شوم. آمد در گوشم گفت: سیگار بد، نباید کشید.
در واقع کشندگان سیگار التفاطی به حضور کودک در جمعشان نداشتند.
بد نیست این چهار اصل یا چهار ادب سیگار کشیدن را که گویی نتیجه تفکر اخلاقی و دیدی اخلاقی به ماجرای سیگار کشیدن است را دوباره مرور کنیم و آن را مورد مداقه خود قرار داده و بر آن اندیشیده و اگر مفید یافتیم در آداب سیگار کشیدن آن را رعایت کنیم:
۱. به غیر سیگاری ها تعارف نکن
۲. در جمع بدون رضایت بقیه نکش
۳. سیگاری هایی که ترک کردن را تحریک نکن
۴. جاهایی که بچه ها هستند سیگار نکش
@parrchenan

با دوستی از دوستان سازنده ام که در کار ساخت و ساز ساختمان است صحبت میکردم، از گرانی همه چیز گفت. پرسیدم از دست مزد کارگر.
:«هیچ تغییری نکرده. چرا که بگفته او ارزش دلار در دو کشور افغانستان و ترکیه هم نسبت به پول ملی شأن بالا رفته و در ایران ماندن همچنان میصرفد».

تقاضا کار در این بخش زیاد، کارگر ساده زیاد و کار کم، در نتیجه تغییری در حقوق کارگر ساده و روز مزد نیفتاده است، اتحادیه و صنفی هم که ندارند.
حال حساب کنید کارمند و کارگر قانون کاری، اندکی به حقوقش شاید اضافه شده باشد، یا حداقل، کارش را توانسته باشد نگهدارد،کاسب و سرمایه دار و مغازه دار توانسته با کشیدن بر روی اجناس، کمتر متضرر شود اما کارگر روز مزد که از فقیر ترین هاست و نا آگاه ترین ها، ( جاهل آگاه گویی) بیشترین آسیب را دیده است.
با دیدن تاتر مترسک یاد این سخنان دوستم افتادم و غم نان کارگر هایی از این جنس بر دلم نشست. تاتر پر مایه و قوی است. گاهی که فضای اقتصاد و قیمت دلار و سکه بر روی فکر و روانت می نشیند و حتی بر باورهایت رسوب میکند، حضور در فضای هنر، آن هم هنر متعهدانه، تو را به خود می آورد، باورهایت را از این رسوب و زنگار میتکاند، هنر به تو یاد آوری میکند باورهایت را و مسئولیتی که نسبت به اجتماع، نسبت به تک تک آدم ها داری را همچون ناقوس در برجک وجودت به صدا در می آورد.
با تشکر از آشنای اهل معرفتم
پیمان برای پیشنهاد این تاتر

@parrchenan