صورت مسئله دروغ.
نقدی بر فیلم دارکوب.
وقتی که مدعی هستی فیلم آسیب میسازی زیر ساختهای حقوقی تاریخی عرفی آن را هم باید بدانی.
به نظرم این فیلم درباره حق مادری یک زن معتاد بود.
حال آنکه زن ایرانی که طلاق گرفته نسبت به بچه اش هیچ حق حقوقی ندارد چرا که طبق قانون کودک «« مال پدر»» و جد پدری است. حال چه برسد به زن معتاد تابلو یا به قول پلیس، متجاهر.
در فیلم ،مرد از زن سابق معتادش که زندگی را شش سال پیش ول کرده می‌ترسد ، در حال فرار است و از زنی می ترسد که همه قانون ضد آن زن است. کارگردان نخواسته کتاب قانون را تورقی کند. و یک فضای فانتزی و اروپایی از آسیب ایران، قانون مدنی ایران، ارائه میکند.
فضای فانتزی دوم
خانه مامان
فکر کنم، تنها جایی از این سرزمین،که اتوبوسی نشده و تفکیک جنسیتی نشده همان خانه های قمر المولکی مناطق آسیب است. حال آنکه در فیلم چنان فضای خوابگاهی و به دور از واقعیتی از خانه های آسیب نشان میدهد که کیلومترها با آنچه در این خانه ها می‌گذرد فاصله دارد.
این تصویر خنده دار ترین تصویری بود که میشد از محل اسکان زن معتاد تابلو نشان داد
سوم
فضای بدور از مشاور حقوقی و مددکاری و مشاوره‌ای بود که فیلم نشان میداد. گویی چنین نقش‌هایی اصلا در جامعه وجود ندارد. حال آنکه هر سه این حرفه ها و نقش ها حتی نیاز به حضور نداشته باشند، تلفن های رایگان مشاوره ای دارند. اما گویی کارگردان نتوانسته در ساختار فیلم بگنجاند. و از نقاط بسیار تاریک فیلم بود
داستانهای فیلم مثل پازل های بسیار درشت کودکانه زیر سه سال بود که باز هم نتوانسته بود کاملا بهم بچسباند. ساختار روایی و کهنه فیلم بسیار دل آزار بود و تحول روانی مهسا و بسوی تعالی رفتنش در انتهای فیلم مبهم.
فیلم دارکوب در واقع تلاش کرده بود خود را به ابد و یک روز برساند اما زهی خیال باطل.
فیلمی که فسفر در آن سوزانده باشد کجا و فیلمی که به اسم فیلم اجتماعی عوامل حاکمیتی بخواهند حناق کنند کجا؟
مدتها بود که در سینما، فیلم بد ندیده بودم

@parrchenan