واقعی
«خوشحالم که واقعی هستید. دخترم وقتی کوچک بود تا تقی به توقی میخورد، تهدید میکرد که زنگ میزنه به ۱۲۳ و ما هم میگفتیم از این چیزا نیست اینجا»
یاد یکی از پروندهای سال پیشم می افتم که وقتی درب منزل در یکی از محله های خوب رفتیم، خود دختر که زنگ زده بود درب را باز کرد و وقتی داستانش را پرسیدیم، گفت پدرش سیم گیتارش را پاره کرده و این خشونت به اوست.
هم لبخند رضایت داشتیم و هم ناراضی بودیم. رضایت از اینکه خانواده، استاندارد بالایی برای زندگی کودک تعریف کرده و وقتی خلاف آن اتفاق می افتد، دختر، آن را مصداق خشونت ارزیابی میکند. رضایت به این خاطر که خانواده له، آدم له، ندیدیم و ناراضی از این بودیم که همکار پشت خط پرونده پیش پا افتاده ای را تشکیل داده بود.
به نظرم خانواده هایی که کودکشان این خط ۱۲۳ را میشناسند، خانواده های دموکرات منشی هستند. بر خلاف قالب خانواده های دیکتاتور منش ایرانی. چرا که به کودک خود ابراز وجود داده اند، برایش حقوقش را تعریف کرده اند، ( با واسط یا بی واسطه، از طریق مدرسه خوب، کتاب خوب، روزنامه خوب، دیدن برنامه تلویزیونی خوب یا خود والدین و...) و دوم به کودکش جسارت اعتراض داده است و ابزار گرفتن حق را بخشیده اند و شناسانده اند. مهمترین حق یک انسان که استیفای ناحقی و بی عدالتی است آن هم برای یک کودک، را برای فرزند خود محترم دانسته است. این کودک در بزرگسالی خود، احتمالا زیر بار ظلم نخواهد رفت و توانایی گرفتن حق خود را خواهد داشت.
parrchenan@