نو شدنی دگر
به این شکاربارگی انسان، توسط شکارچی زمانه.
اینکه تو با محبت و مهر و عشق، با عزیزی، روابطی خلق میکنی، ایجاد می کنی، مستحکم میکنی، قوی میکنی و پس از شکار شدن اش توسط شکارچی زمانه، حالا باید همه خاطره ها، همه گِره ها که با « اویی که دیگر نیست» داشتی را باز کنی، خراب کنی، کم رنگ کنی، ویران کنی، با وسیله فراموشی با سوگواری تا تا تا
تاب بیاوری تا تا تا ویران نشوی تا تا تا شکار شدن خودت.
واقعا جز خیام کمتر کسی اینگونه موجز، این «بیهودگی شدن ما شکار بارگان »را بیان کرده است:
در دایرهِٔ سپهرِ ناپیدا غور،
می نوش به خوشدلی که دور است به جور؛
نوبت چو به دوْرِ تو رَسَد آه مکن،
جامی است که جمله را چشانند به دوْر!
جامی است که عقل آفرین میزندش،
صد بوسه زِ مِهْر بر جَبین میزندش؛
این کوزهگر دَهْر چنین جامِ لطیف
میسازد و باز بر زمین میزندش!
دیروز روز کلاس اولی ها بود و من به واسطه حضور در مغازه لوازم التحریر مان کلی کلاس اولی دیدم، با دیدن اولین هایشان، بغضم میگرفت. با چند دوست که حالی مشترک در دیدن این بچه ها به سراغمان می آید، تلفنی صحبت کردم.
یاد چند شب پیش افتادم:
صدها کتاب را سیمی کرده بودیم. با غور در بعضی کتابها، از خودم میپرسیدم این کتاب چه میخواهد به کودک انسان یاد بدهد؟ فضای بدبینی ام به آموزش و پرورش، فیلتر چشم و ذهنم را کثیف کرده بود.
اسنپ کتابهایی دیگر را در یک ترافیک سنگین آورد. به راننده با لحنی کنایه ای گفتم، بخاطر این کتابها در ترافیک ماندید ها! پاسخ داد اشکالی ندارد تازه که من اصلا نباید به واسطه ای که مسافرانم کتاب بوده اند هزینه ای حتی از شما بگیرم! متعجبانه گفتم اینها کتاب های درسی بود ها!!
گفت: اتفاقا چون همین کتابها بوده نیاید هزینه بگیرم نه کتابهای دیگر!!!
شرایط سخت اقتصادی یک حُسن را داشته که آدم های فهیم و اِنذار دهنده ای را به کاری دیگر کشانده که در زمانی مناسب آن تلنگر مهم و خوب را به تو وارد کنند.
بلی گویی یادم رفته بود که سواد و نوشتن و همین آموزش و پرورش الکن و بیییییییب ما بودش بسیار به از نبودش است. بسیار بهتر.
امید که فرزندان سرزمین انسانها به واسطه ابزار سواد و دانش، خود آنچه را سیستم فلج آموزش و پرورش یاد نداد بیاموزند. آری کسی که اموخت دارای ابزار میشود و خود بنیاد.
این روزها سیل گرانی به لوازم التحریر هم زده است. اگر اقوامی یا دوستانی یا آشنایانی دور و بر خود داریم که بچه محصل دارند، با خرید قسمتی از لوازم مدرسه و به بهانه تبریک سال نو تحصیلی کمک رسانشان باشیم. اگر کلاس اولی دور و بر خود داریم زنگ بزنیم و با او صحبت کنیم و تبریکش گویم.
حتی شده یک جعبه مداد یا پاک کن یا خودکار در کیفمان باشد و به دانش آموزانی که سر راه مان میبینیم، به همین بهانه هدیه دهیمشان.
راستی پاییز آمد😊😊😊
مهر آمد و پس از آن «آب ان»
پاییز و چای های عصرگاهی شبانه اش
پاییز و کتابهای عصرگاهی شبانه اش.
پاییز و خارج کردن ما از یکنواختی و کرختی تابستانه
بر عمر ما دیدن یک پاییز دیگر نوشته شد😊😊
@parrchenan