که چی
با خودم، همیشه و برای هر کاری سئوالی را میپرسم و تکرار میکنم. سئوال« که چی؟». که چی که این کار را بکنم یا این رفتار یا این عمل و...
و در بسیاری موارد پاسخی ندارد و شاهد آن ،این بیت مولوی:
پس ستون این جهان خود غفلتست
هوشیاری، این جهان را آفت است.
در قبرستان به ما مردمان فانی که نگاه میکردم عظمت آن سئوال خرد، « که چی» و این بیت مولوی برام لحظه به لحظه دم به دم افزون تر میشد.
من گوسفند را از لحاظ شعوری، خنگ ترین حیوان میدانستم. اینکه گوسفندی را جلوی رمه سرْ بُرند و بقیه رمه گویی که اتفاقی نیفتاده، یا در حال تماشا و نوشخواری و یا در حال علف خوردن هستند ،گویی اتفاقی نیفتاده است. حتی ترس در رمه نمی افتد. و اینکه چرا رمه بر سر «سلاخ» نمیرزند و او را زیر دست و پایشان له نمیکنند؟
اما وقتی در قبرستان به «ما مردم فانی» نگاه کردم از قضاوت خود نسبت به گوسفند پشیمان شدم.
مزد بگیرانی از «ما مردم فانی» مشغول کندن و پر کردن، و یا نوحه خوانی بودند
ریزخوارانی از «ما مردمان فانی» مشغول گدایی.
بعضی دیگری از «ما مردمان فانی» مشغول عزاداری
و بعضی دیگر از« ما مردمان فانی» مشغول تماشا، ه
«سلاخ» ، یکی دیگر از «ما مردمان فانی» را بسملش کرد و «ما مردمان فانی»، همچون آن رمه بودیم. خود همان رمه.
آن سئوال «که چی؟» در ذهنم مثل میخ به جمجمه ام ضرب میزند. که چی؟ که چی؟ که چی...
این روزها نیم جوابی که شاید شاید شاید برای سئوال خُرد اما کلان «که چی» یافته ام در این بیت فردوسی است:
این جهان یادگارست و ما رفتنی
به گیتی نماند مگر مردمی.
@parrchenan
این روزها بیشتر مغازه هستم تا اداره. اگر لوازم التحریر لازم هستید، خوشحال میشوم ببینمتان.
مشغول جلد و سیمی کردن کتاب هستیم. مادر یکی از دانش آموزان درباره جلد میپرسد، جلدهای بازار را برایش توضیح میدهم و او میگوید خودتان انجام دهید، من حوصله ندارم اینکارها را بکنم!
این جلدها، راحترین جلدها برای کتاب است.
با خودم پرتاب میشوم دوران کودکی، بعضی سالها به همراه بابا و بعضی سالها دیگر به همراه مادر، تا پایان دوره دبستان، مشغول جلد کردن کتابها و دفتر مشق ها میشدیم. بابا از بازار یک توپ نایلون خریده بود که تا پایان دبیرستان کفایت مان کرد!!
نایلون، چسب، قیچی و به همراه هم شروع به جلد کردن میکردیم، کاری که نسبت به جلدهای امروز بسیار زمان بر بود، اما یک دورهمی یک هدف مشترک خانوادگی، یک مهر و مهربانی که آره بچه من حواسم به تو هست داشت، پا به پات، انگشت به انگشت، قیچی به قیچی باهات هستم.
مادری برای کتابهای فرزندش از همین نایلون هایی که ما در کودکی برای جلد کردن استفاده میکردیم میخرد. میگویمش: از نظر من هم این از همه بهتره، یک «چیزی» دارد که بقیه جلدها ندارد.
هیچ فکر نمیکردم جلد کردن کتاب درسی، چنین کارکرد یا غیر کارکرد تربیتی رشدی داشته باشد.
آدرس:
خ ولیعصر بعد از بیمارستان دی نرسیده به پارک نیلو، نبش شاهین
لوازم التحریر ملل.
@parrchenan