فیلم استقبال مردم از احمدی نژاد را میبینم.

یاد سالهای پر از درد احمدی نژاد میافتم و اختلاف نظر خودم با بابا، من این سمت قضیه بودم و او احمدی‌نژادی، بابا با آن سابقه انقلابی!!. چندبار که با توجه به دروغ ها و سیاست های احمدی‌نژاد توانستم در کوچه تنگ گفتگو، گیرش بی اندازم و نتوانست هیچ استدلالی بیاورد، پرسیدم حالا چی؟ بازم میگی این آدم دروغگو و ... برای این مملکت مفیده؟
چند بار اولی را بی پاسخ گذاشت اما آخرین بارش را گفت، این آدم« ضد امپریالیست» و همین برام کافیست.

فیلم مواجهه وزیر بهداشت و وزیر کار سابق و نایب ریس مجلس را با مردم عادی میبینم. سخنان مقامات ارشد نظامی که مثل همیشه برای دیگری خط و نشان می‌کشند را هم.
برخورد علی حضرتی و متفرعنانه، و بی تفاوتی عملی و نه زبانی، به زندگی و درد مردم را که میبینیم، متوجه استدلال بابا میشوم. اینها اصلا فهمی از زندگی عمومی و عامی مردم گویی ندارند و ملتفت نیستند.
«ضد امپریالیست» بودن یعنی اینکه به درد و رنج مردم بی تفاوت نباشی، حتی اگر داری فیلم بازی میکنی.

این روزها با اینکه سابق تاریخی و عینی احمدی‌نژاد را دیده ام، در ذهنم ثبت شده، و...
همدل ترم. استدلال بابا را این روزها درک میکنم.
از هر برخورد و نگاه از بالا به پایین و تحقیر کننده، برائت میطلبم و با کسانی که چنین منشی داشته باشند،میلیارد ها سال نوری فاصله خواهم گرفت.

با همکار و دوست اهل علمم درباره ۱۲۳ صحبت میکردیم. میگم به نظرم این ارگان را در این شرایط اقتصادی تعطیل کنند، بهتر است.
متعجبانه نگاهم میکند و میگوید تو هم به این نتیجه رسیدی؟!
معتقدم کارکرد سازمان و ارگانی مثل« به زیستی » و خط ۱۲۳ برای جامعه ای است که در یک رفاه نسبی یا یک رفاه حداقلی است. یعنی جامعه سازمانی را درست میکند تا دست کسانی که از قطار رفاه اجتماعی جامانده اند را بگیرد و سوار قطار کند.
اما وقتی جامعه‌ای به خط فقر جهانی( درآمد زیر دو دلار در روز) ورود پیدا کرد، و وامصیبتا اگر به زیر خط فقر مطلق جهانی یا خط زنده ماندن ورود کند که دور از انتظار نیست ( درآمد زیر یک دلار در روز) دیگر قطار رفاه اجتماعی وجود خارجی نخواهد داشت. گویی که اصلا ریل گذاری اتفاق نیفتاده است. در این جامعه سیستم کوپنی و توضیع از برای زنده ماندن اکثریت و نه حتی اقلیت( مریض و بیمار و آسیب دیده اجتماعی ) انجام میشود. مثل آنچه در زمان جنگ اتفاق می افتد.
مثل انچه در زمان سرمازدگی برای بدن اتفاق می افتد و هنگامی که بدن ببیند گرمای خود را از دست میدهد، برای نجات قلب و مغز و اندام های حیاتی دیگر، حاضر است انگشت و دست و پا را حتی قربانی کند.

برای دیدن فیلمها سرچی در آپارات یا شبکه‌های دیگر بزنید خواهید یافت.

@parrchenan