کم کم مقدمات سفر سوم کتابخانه دوست به سیستان و بلوچستان تمام میشود و مادرانم، آبان ماه به منطقه میروند. دیروز به کمک سی تن از دوستان کتابها و لوازم التحریر ها را بسته بنده کردیم. سی مرغی که مقدمات پرواز سیمرغ را فراهم کردند
ذهن خیال پرداز من که حتی برای میله های وسط خیابان ولیعصر نیز داستان میپردازد، این سفر را بسیار مادرانه می بیند. گویی مادرانه هایی دل نگران فرزندانش هست و عزم سوی فرزند کرده و آغوش باز نموده است تا او را در بر گیرد. ای کاش توانایی آن را داشتم خیالاتم را نشانتان دهم.
به قول آلبوم ابراهیم چاووشی:
مادر مداد قرمز من کو؟

و مادرانه این سرزمین که دل نگران فرزند سرزمین هستند و تنها راه برون رفت از ادبار و فقر و بدبختی را در آموزش و پرورش و صد البته « محبت» می‌بینند خواهند رفت تا محبت و محبت و محبت شأن را بر این فرزند، اغوش کشند.
دلم نبود این را ننویسم، زمانی که فرزندان بزرگتر عزم رفتن کرده و مهاجرت میکنند و کردند، مادرانه هایی عزم رفتن و رفتن به کنار فرزند میکنند و این آیا با شکوه نیست؟ این آیا همان است؟ فرزندانی هزاران کیلومتر آن ور تر رفتند و مادرانه هایی هزار کیلومتر این ور تر.
باشکوه نیست. یک عده دور هم جمع شدند تا این مادرانه ی دل‌نگران فرزند، دست خالی نرود که آموزش و کتاب را همراه داشته باشند. بینهایت این جمع و این آش انتهایی دیروز برایم باشکوه است.

شاید این با شکوهی را شمس به بهترین شکل گفته باشد:

چون به سوی کعبه نماز می‌باید کرد، فرض کن آفاق عالم جمله جمع شدند گرد کعبه حلقه کردند و سجود کردند. چون کعبه را از میان حلقه بگیری، نه سجود هر یکی « سوی همدگر »باشد؟ «دل خود» را سجود کرده‌اند.
یعنی زیباتر از این مفهوم «خدا _ انسان» را میشد گفت؟ از بعدی، مفهومی صد در صد اومانیستی و از بعدی دیگر خدا به مثابه وحودت وجود.
باری

و اینک کعبه، دل نگران ی مادرانه، از فرزند سرزمین است.

###

من خواهر ندارم و شاید به همین دلیل به بانو همکاران و بانوآشنایانم نگاه آن خواهر نداشته را دارم و همیشه دارم. خواهرکم، در غم فقدان دوستش به سوگ نشسته، از شما خوانندگانم تقاضا دارم به قول شمس دلهایمان را بر دل او فوکوس کنیم و بخواهیم دل اش قرار گیرد.

مشتاق خواندن گزارشات و نوشته ها و اتفاقات سفر مادرانه ها به سیستان و بلوچستان هستم.
در پایان لینک و اطلاعیه گروه را اینجا باز نشر میکنم که از بیست روز دیگر در اینجا خواهند نوشت، مادرانه هایشان را.
در کتابخانه دوست.

@parrchenan