رکابزنی اردستان - یزد
راننده اینگونه فکر میکند:
به اولین پارکینگ به اولین استراحت گاه، اولین مسجد، اولین پمپ بنزین تا چند کیلومتر دیگر خواهم رسید.
و این یعنی همانی که در دو سالکی به بعد والدین به نمایندگی از جامعه به تو آموخته اند: تاخیر در لذت رها کردن.
اما دوچرخه اینگونه نیست. و تو هر جا اراده کنی میتوانی لحظاتی بعد زیر پلی پشت خاکریزی، رها کنی.
حال سوال دیگری مطرح میشود. واقعا این موضوع مهم بود که ذهنت را به آن مشغول کردی؟
برای پاسخ به این سوال باید کمی روانشناسی فرویدی بلد باشیم. اگر فردی مرحله مقعدی را در دوران رشد که در سن دو تا پنج سال اتفاق می افتد پشت سر بگذارد به سلامت وارد مرحله بعدی میشود. اما اگر نه، تثبیت مقعدی اتفاق می افتد. شاید یکی از مراحل درمانی این تثبیت در چنین سفرهایی باشد. خساست را یکی از نُمودهای تثبیت مقعدی می دانند.
دوم بحث تکامل است. وقتی که انسان روی دو پا ایستاد و انگشت شصت اش را برای ابزار سازی تکامل داد، کم کم فاصله خود را از دیگر موجودات زیاد کرد. به جمع آوری و شکار پرداخت. به ییلاق و قشلاق پرداخت و در نهایت یکجا نشین شد و کشاورزی و ... . یکجا نشینی دروازه ورود انسان به تمدن بود و این امر اتفاق نمی افتاد اگر کودک انسان یاد نمیگرفت، هر زمان و هر مکان موقعیت رها سازی نیست. اینگونه شد که تمدن انسان شروع به رشد کرد، آموزه های دینی این امر را هدایت کردند تا به تمدن اکنون رسیده ایم.
اما گاهی شاید بهتر باشد، زمانی،آدمی به آن طبیعت بکر خود برگردد، تا بفهمد هنوز حیوان است، حیوان ناطق اما، حیوان قصه گو. پس آنگاه دیگر از غرور و تعصب و من من هایش شاید رهایی یابد، شاید چون خود را همانند دیگر موجودات دید، نسبت به آنان مهربان تر شود. و وقتی با همه وجود فهمید حیوانی ایست در قامت انسان، قدم به سوی رهایی از تفکر زائد بردارد و صفتها و موصوفات فرضی خود را شناسایی کند و بفهمد اینها فرضی است.
تاخیر در لذت رها سازی مهمترین گام در امر آموزش انسان است و تو اکنون در سفر با دوچرخه «آگاهانه» به شرایط دو سالگی ات گام برداشته ای. میتوانی ارزیابی کنی، تمدن چه به تو داده و چه از تو گرفته. بتوانی همه آموزش هایی که دیدی را از زاویه نقادانه به آن نگاه کنی.
آیا بازگشت « آگاهانه» به شرایط دو سالگی امر پر ابهتی نیست؟
آیا این امر آنچنان که ابتدا ساده مینمود، به پیچیدگی نرسید؟
معتقدم بشر امروز انقدر خود خواسته با طبیعت ابتدایی اش فاصله انداخته که به از خود بیگانگانی، زمانهایی، دچار میشود. اما این نوع سفر، تو را باز با خود هنوز رام نشده ات، هنوز شرطی نشده ات ، هنوز مودب نشده ات، هنوز حیوانت، دوباره روبرو میکند و میتواند تو را به یگانگی رهنمون سازد.
موضوع پیچیده تر از یک wc رفتن است.
موضوع فهم دوباره انسان است از همان جایی که شروع کرد لذت رها سازی را تاخیر بی اندارد.
@parrchenan