1.سال تحصیلی جدید هم شروع شد و بنده به عنوان دانشجو وارد عرصه علم و ادب شدم.( خوش به حالت)

این بار دانشگاهم آزاد است و باید برای آنچه می آموزم بپردازم. باشد که این عمل باعث درک بهتر مفاهیم بشود.

یادتان میآید که مطلبی با این عنوان (جانم فدای آزادی) نوشته بودم و در آن از نحوه ی آرایش ها و تاتوهای دختران دانشجو در دانشگاه آزاد متعجب شده بودم و  آن را منافی علم (در ضمن احترام به عقاید دیگران) و جایگاه علمی که در آن درس داده می شود دانسته بودم. اکنون کم کم این حالت کمتر تعجبم را بر می انگیزد( اگر خالی نبسته باشم) چرا که در دانشگاه ما به وفور چنین افرادی یافت می شوند. برعکس کلاسمان که اصلاٌ چنین تیپی یافت نمی شود. ( فشنشون خودمم با آن سیبیل هام). اما به راستی بعضی بصورت فشن در دانشگاه ظاهر می شوند که منافات عمیقی با اهداف علمی دارد.( در ضمن که زیان این گونه اعمال به آزادی های فردی و بهانه قرار گرفتن آنهاو فدا شدن نیم بند آزادی های فردی را سبب می شود).

به هر حال .

2.حال می خواهم قیاسی بین اولین روزهای دوران آموزش سربازی و اولین روزهای حضور در کارشناسی ارشد بکنم.

اولین روز ورود ما به پادگان:

ابتدا سرهنگ گروهان دانشجویی آمد به سربازان راحت باش نظامی داده شد( نشستن نیمه راحت)، سپس خود را معرفی کرد و در حدود 1 ساعت به سخنرانی پرداخت و از اهداف و چگونگی گذراندن   دو ماه آموزشی  و این که چه باید کرد و چه نباید نکرد سخن گفت.

در امتداد همان روز و درنماز جانشین پادگان که سرهنگ تمام بود به سخنرانی پرداخت و روزهای بعد جانشین رهبری در پادگان که آیت ا.. بود سخنرانی کرد و در آخر خود رییس پادگان صحبت کرد.

می بنینم که  در اینجا تمامی نظامیان با توجه به سلسله مراتب به سربازان خود احترام گذاشتند و هر کدوام در خور خود  به تفهیم  سربازان پرداخته اند.

اولین روهای دانشگاه( کارشناسی ارشد)

دو هفته اول سرگردان آموزش هستی تا آموزشی ها با ناز وکرشمه شاید کارت را راه بی اندازند.

کوچکترین اعتراضی هم این گونه جواب داده می شود که پس من کاری نمی کنم تا کارشناس جدیدتان بیاید.( 3 هفته است که با این بهانه کارها را از سر خود وا می کنند.)

ظاهراً در روزی که هیچ یک از کارشناسی های ارشد کلاس ندارند.برنامه گذاشته اند  تا رییس کل دانشگاه به ایراد سخنرانی بپردازد!!!!!!!!!!

و اکنون که دو هفته است کلاس ها راه افتاده نه رییس دانشکده و نه ریس گروه هیچ کدام نه یرنامه معرفی برای دانشجویان برپا کرده اند و نه در سر کلاس های خود از اهداف و چگونگی گذراندن این دو سال سخن رانده اند.

حتی بسیاری از ما نمی دانیم رییس دانشکده کیست.

توجه داشته باشید که کار ما با دانشگاه 2 تا 3 سال ادامه می یابد و در پادگان تنها دو ماه بود.

نتیجه هایی که می توان گرفت:

1.سطح آگاهی نظامیان  بالا رفته.

2.سطح فهم عموم مردم بالا رفته ( اگر عملکرد نظامیان را به عنوان عضوی از آحاد جامعه در نظر بگیریم)

3. برعکس دو فرضیه بالا سطح  کلی نخبگان کشور پایین آمده است.

4. نخبگان کشور  افرادی را که کمتر از آنها آگاهی دارند را به دیده تحقیر و از موضعه نخوت و غرور نگاه می کنند.

* این نکته ضروری است بیان شود که اساتید آنجا واقعاً ممتاز و در حد ممتاز می باشند.

5. سیستم دانشگاهی کشور هنوز نتوانسته خود را آپدیت و به روز کند و حتی از جامعه نظامی ما عقب افتاده.

 

 

 

3.

یاد سربازان گروگان کشته شده به دست اشرار شرق کشور را هم گرامی بداریم و این نقطه بسیار تاریک را در پرونده دولت قرار دهیم که دولت برای آزادی کسانی که جان خود را برای دفاع از حریم کشور بر کف گذاشته اند هیچ کاری نکرد.

ظاهراً جان آنها هیچ ارزشی نداشت.بود و نبود آنها یکی است.

کشته شدند.

خوب بجای آنها کسان دیگری از خیل عظیم سربازان را می فرستند. کوچه محل سکونتشان را هم به نام خود سربازن کشته شده مزین میکنند و  به خانوادهشان هم سهیمه  می دهند.در مجامع جهانی هم افتخار خواهیم کرد که ما در راه مبارزه با اشرار فلان عدد کشته داده ایم( هرچه آمار بالاتر باشد نشان دهنده جدیت کار است)

4. تا به حال شده با شنیدن یک شایعه بال در بیاورید. حتی مطمئن باشید که این شایعه است و ممکن است اصلاً چنین چیزی وجود نداشته باشد.

من با شنیدن کم شدن 2 ماه از خدمت سربازی چنین حسی پیدا کردم. باشد که به واقعیت نزدیک شود.