گزارش برنامه قله کهار(4050) به ناز(4150) هفته اول آبان87
1. کتاب کارنامه چهل ساله نوشته اسلامی ندوشن را در پست قبلی کمی برسی کردم. حال می خواهم این کتاب را کامل تر معرفی کنم.
نوشته های این کتاب در دوقسمت است . یکی قبل از انقلاب، از تاریخ 37 تا 57 و دیگری از انقلاب تا 77
نویسنده ،نوشته های قبل از انقلابی را به نام گفتیم، نگفتیم نام گذاری کرده است . دلیل این نام گذاری نیز آن بوده است که او اعتقاد دارد مشکلات حکومت سابق را گفته در نوشته های خود بیان کرده اما آنها نشنیدن و در نتیجه حکومتشان ساقط شده است.دومین بخش کتاب نیز قطره باران است که بر گرفته از یک بیت حافظ می باشد.
اما نکته ای که من از خواندن این کتاب بدست آوردم آن بود که :بخش اول کتاب که در دوران شاهنشاهی نوشته است را می توان به امروز خودمان نیز تعمیم دهیم. گویی بسیاری از مشکلات برای هر دو دوران بدون راه حل عملی بوده است. حال اگر این حکومت نیز سخنان بزرگان خود راناشنیده بگیرد، اگر قرار باشد چاپ و تالیف جدیدی از نویسنده صورت بگیرد شاید نام قسمت سوم کتاب نام اولین بخش کتاب را بر روی قسمت سوم بگذارد. امید آنکه حاکمان امروز به پندهای حکیمان جهان دیده عمل کند تا به حاکمان دیروز تبدیل نشوند و ملت به راه سعادت خود برسند.
گزیده ای از سخنان نویسنده درباره تهران آن زمان که حرف دل من می باشد( در بخش گفتیم نگفتیم):
"تهران، مانند زنی است که پاهایش را روی هم می گرداند و سیگار کنت می کشد،عینک دودی می زند و ودکالایم می خورد؛بی کینی می پوشد و حمام آفتاب می گیرد، اما وقتی پای صحبتش بنشینید، از املی و سبک مغزی و حمق و پر وی و پرمدعایی و شلختگی و وقاحت و وراجی او،آدم تا سر حد مرگ ملول می شود."
به این صفات ،امروز می توان بسیاری صفتات دیگر اضافه کرد اما فکر نکنم از آن بتوان کم کرد.
2.گزارش برنامه قله کهار(4050) به ناز(4150) هفته اول آبان87
جمعه صبح ساعت6:45 دقیقه در کلوان بودیم( جاده چالوس – بعد از پل خواب). صبحانه 3 تا نون بربری را 5 نفره در کمتر از 10 دقیقه به یغما بردیم.
ساعت 7:35 از روی یال به سمت کهار حرکت کردیم. ساعت 8 بر روی یال قرا گرفته بودیم. برای بازسازی جان پناه کهار عده ای وسایل ساختمانی با خود آورده بودند.
نصیب ما هم دو تسمه 3 متری فولادی بود که تا جان پناه کهار حمل کردیم.ساعت 10:30 آنجا بودیم.جان پناه در زمستان سال پیش آسیب دیده بود .ساعت 11:00 به سمت قله حرکت کردیم و در ساعت 2:15 قله بودیم. 50 متر پایین تر از قله چادر زده و به تماشای غروب آفتاب نشستیم. هوا کم کم بسیار سرد می شد. ناهار را خورده و بلافاصله که آفتاب غروب کرد ما نیز خوابیدیم. ساعت 9 شب از خواب بیدار شدیم و شام خوردیم( این بار نیمرو نیز خوردیم) تا صبح ساعت 5:30 که آماده حرکت به سمت ناز شدیم.صبحانه بازنیمرو جانانه ای زدیم و در سرمای صبح چادر یخ زده را جمع کردیم و به سمت ناز حرکت کردیم. ساعت 7:30 حرکت کردیم و در ساعت 8 گردنه بین ناز و کهار بودیم. شیب تند یال فرعی را بالا کشیدیم و در ساعت 9 بر روی یال اصلی قرار گرفتیم . کوله ها را زمین گذاشته و به سمت قله آخرین همت را گماردیم.ساعت 9:30 بر روی قله ناز بودیم. سپس یال طولانی ناز را تا جان پناه ناز به سمت کلوان ادامه مسیر دادیم. تا نزدیکی جان پناه جاده کشی کرده اند( گند زده اند به طبیعت، تا سال بعد برف و بهمن نصف جاده را نابود خواهد کرد، تنها طبیعت آسیب دیده است و بس و البته پول یامفت نفت که ...).
ساعت 2 در کلوان بودیم در حالیکه پاییز به معنای واقعی کلمه را در کلوان نظاره کرده بودیم.
این برنامه پیش مقدمه ای برای صعود زمستانی همین برنامه است.چنانچه کسی جی پی اس آن را نیاز داشت در قسمت نظرات بیان کند تا به امیل او بفرستیم.
این برنامه را به یاد دانشگاه تربیت معلم و اعضای انجمن آن برگزار کردیم .




نمایی از قله به قله(آزاد کوه رو می بینید)


جان پناه نیاز به بازسازی کهار