روزمرگی
با خودم فکر می کنم چرا آموزش پرورش که مسئول آموزش فرزندان جامعه است این قدر از وظایف خود شانه خالی می کند و حتی نمی تواند به فرزندان خود راه و رسم ساده زندگی کردن را بیاموزد.
یکی از مهمترین اصولی که به نظر من باید در مدارس به دانش آموزان آموزش داده شود مهارتهای زندگی است که از آن غافلیم.
حال می خواهم راه و رسمی که بنده خود در زندگی پیاده کرده ام تا به روزمرگی دچار نشوم را در اینجا ذکر کنم.
مهمترین اصل، اصل برنامه ریزی است حتی اگر به صورت حداقلی است. منظور از حداقلی آن است که لازم نیست برای هر 24 ساعت برنامه داشته باشیم. اما می توانیم برای هر روز 1 شاخص در نظر بگیریم.مانند این برج میلاد که هر جای تهران باشی با دیدن آن می توانی حدود مکانی خود را مشخص کنی. مثالاً روزهای زوج در فلان ساعت یک برنامه ثابت داشته باشید و بقیه برنامه های روزتان را حول و حوش آن ساعت مشخص کنید.
دوم دوستان است. تا می توانید با دوستان خود درد و دل کنید. دایره دوستان خود را در زمینه های متفاوت افزایش دهید.صحبت کردن با دوستان ،خود باعث می شود که نگاه دقیقتر و متفاوتر نسبت به پیرامون خود داشته باشید.با یعضی از دوستانتان درباره موضوعات کاری صحبت می کنید. در کلاس زبان دوستانی پیدا می کنید که علاقه مشترکتان حول همان زبان است.با دوستان ورزشی خود پیرامون ورزش صحبت می کنید و هر روز موضوعات جدیدتری را کشف می کنید.دنیا همان دنیای دیروز نیست.چرا که اگر این باشد به قول مولایمان علی ضرر کرده ایم( هر که دو روز مانند هم باشد ضرر کرده است).
مهمترین زمینه که من در خودم کشف کرده ام و در بساری از دوستانی که با من هم قدم هستند اصل ورزش کردن است.
بله ورزش. حتی از نان شب هم واجب تر است. حتماً در هفته 3 -4 روز را به صورت برنامه ریزی شده به ورزش اختصاص دهید. دنیای روزی که شب آن ورزش کرده اید دنیای کاملاً متفاوتی است.مردمان کدر نیستند. همجا آبی است. آرامشی در خود احساس می کنید که با هیچ دیازپامی آن را احساس نخواهید کرد. نگاهتان به جامعه به دلیل راحتی فکر دقیقتر و روشن تر است.راحتتر با مردمان کنار می آیید.
فقط کافی است همان چند روز را به ورزش اختصاص دهید .( بهترین ورزش ها هم دوندگی، ایربیک و کار با وزنه و... در ساعت هنگام غروب آفتاب است).اگر بتوانید آن شاخصی که در بالا ذکر کردم را ساعت ورزش قرار دهید بهتیرین کار ممکن را انجام داده اید.
شاید مدعی شوید که ما در ساعات پایانی روز شدیداً خسته ایم و توانی برای ورزش در ما باقی نمانده. حق با شماست اما اگر تنها 15 دقیقه ابتدایی را با همان حال زار شروع به ورزش کنید کم کم متوجه می شوید که شارژ شده اید و باقی ساعات ورزش را در حالتی کاملاً شارژ شده ورزش خواهید کرد و در پایان سر خوشی و خماری جالبی در بدنتان احساس خواهید کرد. درحالی که تمام انرژ ی های منفی که در طول روز در بدنتان تجمع یافته بود را تخلیه کرده اید. ( دوستی از دوستان ورزشی که دستی در می و پیاله دارد سرخوشی بعد از ورزش را قابل مقایسه با مستی بعد از می و حتی بالاتر از آن می داند).
شما در طول یک ساعت ورزش خود آهنگ مورد علاقه خود را گوش کرده اید ، با دوستانتان از غم ها و مشکلاتتان صحبت کرده اید و آنها هم همین طور.( در اصطلاح سبک شده اید). با قیاس مشکلات خود و دیگران احساس می کنید که مشکل شما آنچنان هم مشکل نبوده است .بعد از ورزش از شامی که می خورید لذت بی نهایتی خواهید برد، چرا که بدن می طلبد و شما به زور به آن تزریق نمی کنید.( البته این حالت بعد از چند هفته به سراغ ورزشکار خواهد آمد چرا که چند هفته اول چون بدن از حالت عادی ( یا در واقع غیر عادی خود) خارج شده است فرد را با مشکلاتی مانند سرگیجه- کوفتگی- بی اشتهایی و ضعف همراه خواهد کرد . اما بعد از ماه اول کم کم این اثرات سو که بدلیل کاهلی دراز مدت در بدن ایجاد شده بود . برطرف خواهد شد.
فقط کافی است همت کنید و نزدیک ترین پارک و یا باشگاه ورزشی نزدیک خانه را شناسایی کنید و مهمترین گزینه را فراموش نکیند( داشتن پا)( دوستی که شما با او در ساعت مشخص قرا بگذارید و شما بخاطر او، او بخاطر شما سر قرار ورزشی بیاید).چرا که بدن انسان نیز مانند بسیاری از نظمها میل به بی نظمی دارد( یا در واقع بهتر است بگویم میل به تنبلی دارد) و داشتن پا میل به تبلی برای ورزش را خنثی می کند.
و آخرین راهکار آن است که هرگز طبیعت را فراموش نکنید. آخر هفته به طبیعت اطراف شهرها پناه برده و از طبیعت استمداد بطلبید که مادر همه ماست. در خانه از نگه داشتن حیوانات و گیاهان ترسی نداشته باشید. گیاه مخصوص به خود داشته باشید.
و این که نگاه منتقدانه داشته باشید. در این صورت جامعه برای شما هر روز آزمایشگاهی است که شما به کسب تجربه در آن می پردازید و هر روز متفاوت تر از دیروز خواهد بود
و آن وقت است که دیگر احساس روزمرگی نخواهید کرد.
در آخر پیشنهاد می کنم کتاب مهارتهای زندگی نوشته کریس. ال. کلینکه -ترجمه شهرام محمد خانی – انتشارات اسپند هنر را بخوانید( 2 جلد و غیر بازاری).
اگر چنانچه شما راهکارهای دیگری پیدا کرده اید بیان کنید.