پرچنان:
دیشب با عزیزی، پیرامون اتفاقی که در بی آرتی افتاده بود، دیالوگ داشتم، گفت آدم «بیشعوری» بود که در اتوبوس داشت شیشه میکشید و باعث شد جزئیات بیشتری از او به ذهنم یاد آید.
وقتی که پیگیر امورش بودم و عصبانی آمده بود که بچه هام کجاهستند و با زبان نرمی آرامش کردم و آدرس مربوطه را دادم، در پایان دیدار و هنگام خداحافظی، به آنی «دستم را بوسید» و رفت. او آرام شده بود و من از رفتارش خشمگین. فکر کنم در مورد اش نوشته باشم.
باری
تامیم خالصی نیست این بیشعوری و آن سابقه دست بوسی، اما انگار، گویی، دست بوسی «حامل» یک باور و سبک زندگی خطا است.
با توجه به انکه پس از هشتصد سال از شعر حافظ، همچنان این سبک و باور خطا هنوز در این سرزمین جاریست و عناصر قدرت و مذهب، کارکرد هایی را برای آن لحاظ میکنند، ترجیح دادم همچون حافظ، بسیار محتاطانه، واژه خطا را برای این باور و سبک زندگی بیاورم و از واژه های دیگر چشم پوشی کنم.
حافظِ شجاع با آن که استاد استعاره بوده در اینجا، جانب احتیاط را رعایت کرده، شرط عقل حکم میکند من هم رعایت کنم و شما خواننده جان را به بیت و غزل او، حوالت دهم:

مبوس جز لب ساقی و جام می حافظ
که دست زهدفروشان خطاست بوسیدن

@parrchenan