در نوشته هایم گه گاهی اشاره کرده ام که حضور در بازار کسب و کار را برای همه  رشته ها لازم میدانم. یک مشاور یک روانشناس یک مهندس وقتی کار بلد میشود که بتواند فضای کسب و کار را درک کند. بتواند سخن خود، اندیشه خود، مهارت خود را به دیگری بقبولاند یا بفروشد بتواند دیگری را قانع کند.
این کتاب از سه منبع برای نوشتار خود وام گرفته است که یکی از مهمترین منابع آن بازار است.
۵۲ مقاله کوتاه سه صفحه ای دارد که اجازه میدهد هر هفته در جمع دوستانی خوانده شود و به بحث گذاشته شود.
پیشنهاد خوانش آن را دارم هرچند که با چند تا از مقاله های آن زاویه دارم.
برای ما ایرانیان خوانش این کتاب لازم ترست چرا که از فضای احساسی و عاطفی که همه شئون عینی و عملی ما را در برگرفته خارج شده و راه را برای اندیشیدن منطقی و عقلانی باز می‌کند.
 سرزمین ما، مردم ما، حاکمیت ما، خانواده ما، به این منطق نیاز مبرم دارد.


@parrchenan

بعد از مدتها مجبور شدم  معاینه فنی ماشین را  بروم وبگیرم.
یکی از دلایلی که از این کار امتناع میکردم آن بود که بهانه خوبی بود برای رانندگی نکردن داشتم
باری
 صبح زود عازم مرکز معاینه فنی شدم.
کامیونی که ضایعات میبرد ، باد زیر بارش می افتد و یکی از شیشه های جلوی ماشینی که بار زده بود وسط بزرگراه می افتد و خرد میشود. ماشینی دیگر ممنوعه در خلاف جهت بزرگراه در حالیکه در حال صحبت با موبایل اش است  با سرعت بالایی می راند .
 برگشت در یک ترافیک شدید که گویی برای دیگر رانندگان عادی شده گرفتار میشوم و 
خوشحالم که در این سرزمین به دوچرخه پناه برده ام و هر روز چنین صحنه های غیر منطقی غیر عقلانی نمیبینم.

دلیل دومی که ماشین را به معاینه فنی نمیردم آن بود که مشاهده چنین صحنه هایی،  چنین ترافیکی شدیداً عصبی میکند و از آن با دوچرخه و یا حمل و نقل عمومی فرار میکردم.
باری، ساعت۸.۰۰ در حالیکه معاینه فنی برتر را گرفته بودم به منزل رسیدم،
 از تره بار میروم میوه بگیرم
 پرتقال ۴۵۰۰، گوجه و خیار ۵۵۰۰ و این اصلا منطقی نیست، محصولی که بواسطه درختی که سالها پیش کاشته شده با محصول جالیزی که چند ماه بیشتر از عمر آن نمی‌گذرد ارزان تر باشد.
صف گوشت با کارت ملی تشکیل شده است و زنی افغان دست پسرکش را میکشد و با حسرت نگاه میکند.
گویی پسرک این افغان به پروتیین نیاز ندارد!!
کارت ملی و ملی گرایی را تا به کجا کشاندیم؟
به پروتین و گوشت؟!

سناریوی که برای امروز پرچنان از شب قبل در ذهن پرورانده بودم این نبود، اما استعفا ظریف همه سناریوهایم را عوض کرد. 

این کتاب را لازم است بخوانیم چرا که به آخرین روزهای عقلانیت در حال نزدیک شدن هستیم. این کتاب را باید بخوانیم برای آنکه فضاهای غیر منطقی که در این دوساعت دیدم و برای شما بیان کردم را کمتر کنیم.
 و دیرتر سلام کنیم بر:

خداحافظ ظرافت منطقی و عقلانی
و
سلام بر کلفتی  بازو و نشان دادن پنجه و دندان 

منطق حلقه مفقوده سرزمین ماست.
 این کتاب را بخوانیم و هدیه دهیم

@parrchenan