آیا ما بدن هایمان را میشناسیم؟ با آن در قهریم یا در صلح؟ توانایی هایش را میشناسیم و بر آن اشراف داریم؟ 

معتقدم امروزه انسانها بخصوص ایرانیان، با بدن خود سخت بیگانه هستند. در بدیهی ترین حالت که بدن با درد، خستگی، لرز و... شروع به صحبت با تو میکند نیاز به مترجمی به نام پزشک که نسبت به هر دو، یعنی تو و بدنت، غریبه ترین است پیدا می‌کنی یا با مسکنی کلام بدن را خاموش میکنی و به او میگویی خف کار کن.

عموم ماها بدنهایمان را شکستنی و ظریف و نازناناز می پنداریم. فکر میکنیم با اولین افتادن، خواهیم شکست. با کمی سرما، بیمار خواهیم شد  که پیش مقدمه مرگ است به سراغمان خواهد آمد.
 اما واقعیتش اینگونه نیست.
ما نتیجه تکامل میلیون ساله هستیم. قرار بوده در طبیعت وحشی، زندگی کنیم و دوام آوردیم و از آن لذت ببریم. تنها دوازده هزار سال از دویست هزار سال زندگی انسان امروز به صورت کشاورزی گذشته و تنها چند صد سال از زندگی کوچ نشینی ما ایرانیان سپری شده است.
بیایید گاهی به بدن وحشی خود بازگردید.
اینکه بدن، چگونه ، همچون قوی ترین موتورخانه های حرارتی در خانه ها ، میتواند در دل برف و سرما، برای خودش گرما تولید کند. چگونه در دل سرما، در بدنی گرم میتوان لذتی اصیل به معنای آنچه انسانها در قبل از ده هزار سال قبل بردند، ببرید.
کافیست، اولین گام را بردارید.
دویدن، به معنای مادر ورزش ها، به معنای اصیل ترین رفتار انسان در طول تکامل، از از آن زمان که شکارچی بود و شکار گر یا شکار، را امتحان کنید. دویدن با انسان عجین بوده است. این حرکت باستانی ترین حرکت انسان و اصیل ترین اصل بدن انسان است.
دوم کوهنوردی، نه کوهپیمایی در مسیرهای روتین شناخته شده. هر کوه و هر چکادی میتواند هدفی باشد و سپس شروع کردن به بالارفتن.

در کوه بدن عجیب خود را کشف خواهید کرد. اینکه در دل برف، با پوششی کم، سرشار از حرارت هستید.


 و با درد زیبای بدن در روزهای بعدیش میتوانی چای بنوشی و کیف کنی. 
سوم، رکاب زدن، تلفیق اصل  باستانی دویدن با مدرنیته انسانی است. 
قطعا از بدن خود شگفت زده خواهید شد.
 چگونه حرا و فریاد می‌کشد و چون وحشی خاص هر انسان و وحشی شخصی هر انسان تو را شگفت زده میکند.

با توجه به ایام عید و بهار و نو شدن فصل و تعطیلات، شما را دعوت میکنم به چیزی:

 وحشی بدن خود را با الهام از باستانی ترین حالت رفتار انسان، یعنی دویدن، یا کوه رفتن، یا تلفیقی از باستانی انسان و مدرنتیت، رکابان شدن، بیابید. مطمین باشید نخواهید شکست‌ ، نخواهید مریض شد. نخواهید مُرد.

در پارک ملت که از کنار قفس عقابها میدوم، گاهی میبینم عقابی در قفس کوچک خود به این ور آن ور میپرد.
بدنهایمان را همچون این عقابهای داخل قفس، در قفس ترس های خیالی، به واسطه آگاهی هایی ناقص و محافظه کار و کاریکاتور وار قرار داده ایم. از این حصار بدر آییم.

بیایید کمی وحشی شوید.
 وحشی شدن را بیازمایید.


@parrchenan