محل کار جدیدم که آمده ام، با همکاری که شش سال قبل در یک محل خدمت میکردیم، دوباره همکار شده ام. او کمک آشپز بود و من مربی کودکان شبانه روزی.
زمانی او ظرف غذای مرا پر میکرد و این روزها من ظرف شامش را.
زیر و زبر شدن دنیاست. 
این که با دیگری مهربان باش و اصول اخلاقی ارتباط انسانی را در همه جا رعایت کنی اینجا نُمود پیدا می‌کند.
کوه به کوه نمیرسد و آدم به آدم میرسد و شرط عقل حکم میکند که با دیگری خوب تا کنیم.

یک اصل مهم را در این‌جا یادگرفتم:
 در بر یک پاشنه نمیچرخد.
مردی آرام و خجالتی ایست، اسیر جنگی بوده است، یعنی ندیدم کسی جنگ بوده باشد ( حداقل دو سال) و زخم های عمیق روان و جسم را تجربه نکرده باشد.
 « چشم آشنای» او در محیط کارشناسی اداره من هستم. آمده بود از دورانی که با هم همکار بودیم می‌گفت:
« خانم آشپز وقتی می‌خواست گوشت بار بگذارد، بلند بلند فکر میکرد و می‌گفت: شیفت رضازاده کی هست؟ سه شنبه بار بکذارم. چون تو حواست جمع بود و نمی‌گذاشتی غذا بسوزه و شب خاموش میکردی»
یاد آن زمانها می افتم، راست میگفت، می‌گفت زیر دیگ را یازده شب خاموش کن و میرفت. 

خوشحالم از این بازخورد مثبتش. این که مورد اعتماد فردی و دیگری بودم.

گاهی بازخوردهای مثبت و منفی که نسبت به پرچنان را از جانب خوانندگانم میبینم خوشحال میشوم، چرا که میفهمم کسی آنها را دیده و خوانده است و ذهنش درگیر موضوع شده و بازخورد آن را به من میدهد‌. در نتیجه
کارم و نوشتارم بیهوده نبوده، اثرکی داشته است.

@parrchenan

این سخنرانی سروش و تحلیل او از انقلاب ۵۷ است.
یعنی صدا و سیما با میلیون ها تومان پول ، برنامه درست کرد و کارشناس خزعبل آمد و جیبش را پر کرد و رفت اما نتوانست یک موج فکری و اندیشه ای ایجاد کند.
کسانی که صدا و سیما و برنامه های مناسبتی آن را دیده اند، بگویند کدام کارشناس را بخاطر دارند که کلامی ویژه از او شنیدند؟

سخنان سروش را بر روی چنبر می‌شنیدم و به وجد می آمدم.
تحلیل ها و نگاه هایش را. یعنی از او قوی تر کسی را ندیدم که شعر را در  سخن به زیبا ترین روش بکارد. از شعر فروغ که مانیفیست سخنرانی خود کرد تا اشعار مولوی در فهم ای کاش ها.

 به دوستان زیادی که نخوانده و نشنیده بر او می تازند، پیشنهاد میکنم اول موضوع تاختن خود را یکبار بخوانند یا بشنوند و بعد حمله خود کنند
 اینگونه به ثواب نزدیک تر است و از فضای کاریکاتوری که درگیرش شده اند خارج خواهند شد.

واقعا اوف بر مسیولین مذهبی و دینی و سیاسی این کشور که سروش را از ما گرفتند و هیچ جایگزینی که بتواند همچون او دین های گریزان را نگه دارد، ارائه نکردند.
واقعا برای دینی که از دست رفت، دلم میسوزد.
 پیشنهاد اکید دارم این سخنرانی را گوش فرا دهید.
آنگاه میتوان پیرامون آن گفتگو کرد.
وزن یک آدم را در موجی که ایجاد میکند میتوان شناخت.
@parrchenan