فرزند داشتن یا نداشتن
یهو ناخودآگاه گفتم: بله؟
« خیلی اذیتمان میکند و من و پدرش هم تصمیم گرفتیم، بگذاریم بهزیستی و هزینه اش را هم بدهیم».
وضعیت مالی بدی نداشتند و از محله ای خوب تماس گرفته بود.
حرفش ابلهانه بود من هم آدرس نخود سیاه دادم.
« برید فلان آدرس بهزیستی و این درخواست را آنجا مطرح کنید».
فکر کنم تنها جایی که میتوان گفت این جمله صحت دارد در این مقوله باشد:
«جنس فروخته شده پس گرفته نمیشود».
###
تماس گرفته بود، کارگری از جنوب شرقی ترین قسمت تهران.
« خانم سابقم بابت تنبیه بچه ها ازم شکایت کرده، الان فردا باید دیه دوتایشان را بدهم، پول نگهداشتن شان را ندارم. بغیر از این دو تا یکی دیگه هم از همان زن و دو تای دیگر هم از زن دومم دارم، چه کنم؟ ندارم؟»
پرسیدم چرا دادگاه برایت دیه بریده است؟
« تنبیه مختصرشان کردم»!!
پاسخ دادمش: «برو این شرایط را به همان قاضی که برایت حکم بریده بگو».
###
در پارکی که صبح ها ورزش میکنم، کم کم در حال عمیق تر کردن آشنایی هایم هستم.
آمد اسم و رسمم را پرسید و از زندگی ام.
پاسخش دادم و گفتم مجردم، حوصله بچه و این حرفها را ندارم. میگویمش که سالها مربی بچه ها بیسرپرست بودم و سختی بزرگ کردن بچه را از نزدیک لمس کرده ام.
هفتاد و یکسال سن دارد
پاسخم میگوید:
« اگر عقل امروز را جوانی ام داشتم، بچه دار نمیشدم. حتی اگر کشتی کشتی طلا بهم میدادند».
ورزشکار سرحال و بدن آمده ایست.
نتیجه این سه اپیزود:
برای فرزند آوری به همه جوانب خود، خانواده، جامعه، اقتصاد، فرهنگ، احتمالات ناموجه، فکر کنید. خیلی فکر کنید.
@parrchenan
درختانِ جدید ِ خیابان ِ ولیعصر تهران،
سلام.
اما اگر من جای عوامل شهرداری بودم، سعی میکردم سرمونی و مراسم این عزیزانِ تهران را مفصل برگذار کنم.
مثل فرش قرمز که برای بازیگران فیلم ها هنگام نمایش بر پرده برگذار میشود.
اول از همه صدا و سیما را پیگیر میکردم از مردم پیرامون درختان چنار گم شده یا بهتر بگویم خشک شده تهران برنامه بسازد. بعد کمپینگ راه می انداختم و در نهایت به همراه داوطلبانی که اعلام آمادگی کرده اند، شروع به کار کاشتن درختها میکردیم و برای اینکار جشنی ترتیب میدادم. جشن تولد بازیگران جدید اکسیژن ساز تهران.
تا ما مردم نسبت به درخت و درختان، قصه نداشته باشیم، کمتر به بود یا نبود آنان التفات خواهیم داشت.
چناران عزیز
قدومتان پربرکت
@parrchenan