۲۶ ساله
مشکلش را بیان کرد و سپس شروع به اولویت بندی مشکلاتش کردیم.
نپذیرفت، به دنبال راه حل سریع بود
ناگهان گفت من شوهر میخواهم، دخترهای فامیل میگویند که از سن ازدواجت در حال عبور هستی.
در حالیکه ۲۶ سال بیش تر نداشت.
گفت:« سال پیش سه تا خواستگار بود اما امسال دریغ از حتی یکنفر!!»
گفت:« مادرش میگوید بنشین منتظر، بلاخره یکی میاد دنبالت!!»
نتیجه:
تا وقتی جامعه، دخترانش را چشم انتظار دیگری، تربیت میکند، نباید انتظار داشت، عدالت محقق و ظلم به افراد متوقف شود.
این نکته و احتمال ریاضی را بیایید مرور کنیم.
طبق آمار وزارت بهداشت، از هر چهار ایرانی ، یک نفر دچار بهداشت روانی مختل هست.
دختری که درس خوانده اما بازار کار برایش، محدودیت دارد و اینگونه پرورش یافته که:« یک نفر میاد میگیردت»،
احتمال آنکه به فردی با مشکلات بهداشت روان، دچار شود بالا میرود.
حال اگر « دچار» شد با توجه به قوانین جاری مملکت و « نه تبصره ها و شرایط ضمن عقد»
عملا اسیر است. اسیر مردی با روان نا سالم.
در واقع ما در حال تربیت ظالم و مظلوم هستیم و خود هم در این سیکل احتمال گرفتاری داریم.
اما شاید بدترین اتفاق ماجرا آن باشد که برای تغییر در شرایط خود، به جای معطوف شدن به توانایی های خود، نگاه به دیگری خواهی داشت. نگاه به کنش دیگری، نگاه به دست دیگری خواهی داشت. و این یعنی خود اسارت.
@parrchenan