ناامید نشدن
کتاب که روی رحل* است را میبندم و همزمان یک آه عمیق و بلند از سرِ حسرت میکشم.
مدتها بود کتاب تاریخی نخوانده بودم، در دوران دبیرستان عاشق کتابهای تاریخی بودم، حتی پانوشت های کتابهای درسی تاریخ را میخواندم و حفظ بودم. از کتابخانه مدرسه، کتابهای تاریخی امانت میگرفتم. رشته ام ریاضی بود اما دلبسته تاریخ بودم، داستانهایش مرا به عمق زمان میبرد. بعد از دیپلم، تغییر رشته دادم و در کنکور انسانی شرکت کردم. به دو دلیل، اول تاریخ و علاقه وافرم به آن و دوم شعر و لذتی که از خوانش آن میبردم. دوست داشتم رشته تاریخ را در دانشگاه بخوانم.
کتاب ایران بین دو انقلاب نوشته آبراهامیان، کتابی تاریخی از مشروط تا انقلاب۵۷ است.
میگویند سالی که نکوست از بهارش پیداست و«باهار» امسال و خبرهای سیل و هزینه های انسانی و مالی زیانبارش و تحریم و رسیدن به مرحله نهایی مماس شدن تا مرگ بر آمریکا و بالا رفتن احتمال جنگ و فسادهای مالی میلیارد یورویی و پیشبینی رشد منفی اقتصادی و رکود و...
یک حس ناامیدی گویی روح جمعی ایرانیان را احاطه کرده است.
به آن آه بلند بعد از رسیدن به پایان فصل مشروطیت برمیگردم. آه که کشیدم، چند نفر برگشتند نگاهم کردند، جاخورده بودند. آه به این دلیل بود که میخواندم آمال و آرزوی ملتی چگونه جلو رفت و کجا شکسته شد. چگونه جدایی و افتراق نیروهای مذهبی از نیروهای عرفی به نابودی دست آوردهای انقلاب مشروطه رسید.
دوستان و خوانندگان جانم، زمان ناامیدی این زمان و اکنون نیست. انقلاب مشروطه سال 1905 اتفاق افتاده است و زمان خیلی زیادی انصافا از آن نگشته است.
روی سخنم اینجا با طبقه عرفی _ روشنفکر امروز است. اگر آن اشتباه تاریخی طبقه عرفی و روشنفکر سال ۱۹۰۵ را در این دوره هم تکرار کنیم احتمالأ فرزندان صد سال دیگر این سرزمین آه بلند خود را در خوانش تاریخ اکنون ما خواهند کشید.
اگر قانون طلایی اخلاق را، «که آنچه بر خود نمیپسندی بر دیگری مپسند »باور داشته باشیم نسبت به آن آه صد سال دیگری مسئولیم. اکنون وقت ناامیدی نیست.
اما چه کنیم با این باهار امسال و شرحی که از آن رفت ناامید نباشیم
ابتدا: آگاهی از تاریخ صد و پنجاه ساله مان که پیشنهاد خوانش این کتاب را اکیدا دارم
دوم: پیشنهاد خوانش تحلیلی واقع بینانه از امروز که به شخصه من تحلیل های احمد زید آبادی را میپسندم. نگاهی صلح جویانه و خاص و ملی در عین داشتن نگاه انسانی به عموم آدم ها را دارد.
@ahmadzeidabad
سوم: تحرک بدنی روزانه، تا دوپامین خون و سروتین مغزمان بالا باشد تا در مواجهه با این هجمه از خبرهای بد توان رویارویی و نا امید نشدن را داشته باشیم
دوستان اکنون وقت خستگی نیست که اگر خسته باشیم و بنشینم یا مهاجرت و فرار کنیم و به قانون طلایی اخلاق باورمند باشید به نسل صد سال بعد بی اخلاقی کرده ایم.
برای ناامید نشدن نیاز به داشتن تا روحیه ی تاحدودی ملی گرایی منطقی الزامیست. این که برای ایران نگران باشیم. بله درست است که این مرزها و مرز بندی ها، انسان ها را از هم جدا کرده اند و جهان وطنی این روزها باب شده اما اما هزار اما که اکنون فرصت جهان وطنی بودن برای من ایرانی نیست. ( اگر شد دلیل این سخن را در نوشتار دیگر خواهم نوشت)
برای تقویت روحیه ملی گرایی منطقی خوانش این کتاب و تحلیل های زید آبادی مناسب است.
دوستان برای ناامید نشدن نیاز به تلاش است. بیایید تلاش کنیم.
*رحل: معمولا برای خواندن کتاب از رحل استفاده میکنم، در کتابها غطور فشار کمتری بر گردن وارد میشود
@parrchenan