ریا
در مسیر رکابزنی بودیم و وارد شهری شدیم.
مغازه ای نظرم را جلب کرد و برای خرید وسیله ای وارد آن شدم. مغازه دار مقصدم را پرسید:
پاسخش دادم: کرمانشاه.
دلیلش را پرسید و منتظر پاسخم نشد.
:«برای زلزله زده ها میروید؟»
خیر. برای کیف خودمون، برای خود خودمون میرویم. هیچ نیت خاصی هم نداریم.
انگار ما، ما بخصوص ایرانیان، هر کاری که جنبه نفع و لذت شخصی دارد را به یک رفتار خداخیرت دهاد گره میزنیم. یعنی جنبه لذت شخصی خودمان را کم رنگ و حتی بیرنگ نشان داده و جنبه های دیگر ( خدایی، انسانی، عام المنعه و...) را پر رنگ و برجسته نشان میدهیم.
این سالها که در حوزههای گوناگون بهزیستی مشغول بودم به این نتیجه رسیده ام: این نوع رفتار را یک جنبه از ریاکاری پنهان که حتی خود فرد گاهی از آن اطلاع ندارد و وارد ناخودآگاه او شده است، ارزیابی میکنم.
به قول علامه طباطبایی، همه رفتارهای انسان ناشی از لذت و اصل اراده مبتنی بر لذت است.
غلام همت آن نازنینم
که کار خیر، بی روی و« ریا »کرد
من از بیگانگان دیگر ننالم
که با من هر چه کرد آن آشنا کرد
گر از سلطان، طمع کردم خطا بود
ور از دلبر وفا جستم جفا کرد
بشارت بر به کوی می فروشان
که حافظ توبه از زهدِ« ریا» کرد
وفا از خواجگان شهر با من
کمال دولت و دین بوالوفا کرد
حافظ
@parrchenan