چشمه نرگس
هفته قبل بود که دوستم خبرم داد که چشمه نرگس امسال، بسی زیبا شده است.
به هر که گفتم نیامد و خود « تهنایی» عزم چشمه نرگس و قله توچال کردم.
تا به حال چشمه را در ابتدای فصل تابستان، اینچنین پر و لبریز و کم طاقت از آب ندیده بودم.
دمی در حضورش لبم را از زلالی اش تر کردم و عزم قله کردم.
فکر کنم چشمه نرگس، با ارتفاع ۳۳۰۰ متر بلندترین و پر آب ترین چشمه مشرف بر دشت تهران باشد. آبی که از زیر میدان تجریش عبور میکند، سرچشمه پاکش، چشمه نرگس است
از دیدن آن سیر نخواهید شد، بشتابید به دیدارش، که دیدنی و دلبُردنیست.
نزدیک قله، همان جایی که ابر سفید خوشگلی بر روی جانپناه ، جا خوش کرده بود،آخرین میله راهنما که در زمستان ها کمک حال کوهنوردان هست، خاطره ای همچون همان ابر سفید در ذهنم جاری شد.
بیست ساله بودم و سودای قدرت و استقامت، به همراه پدر عازم قله بودیم که نزدیک های قله، بابا، قدم تیز کرد و سمت قله رفت. هر کار میکردم، توان بدنی ام، آنقدر نبود که پا به پایش شوم و بدنم اجازه نمیداد گام هایم را سریع کنم. مدعای قدرت جوانی بودم و به پای پدر نمیرسیدم!! عجب. اما بابا کنار آخرین میله ایستاد، پا بر قله نگذاشت، تا به او رسیدم و با هم به قله رفتیم.
اکنون تا میرسم قله، لحظاتی بعد، عزم برگشت میکنم. ما همه خاطره شدگان فرداییم که امروز را دریابیم تا دُریابیم. در گذشته من این بودم و آن نمانیم که امروز چه هستیم؟
فکر کنم برفی که امسال بر کوه های مرتفع تهران مانده، به برف سال بعد خواهد چسبید.
با تله کابین هم میتوانید نظاره گر این حجم از برف باشید.
@parrchenan
چشمه نرگس
نرگس به راستی اشک کدام عشقی در این تهرانی که هر روز آن را میبینی؟
مژده کدام خبری بر عاشقی که اینگونه اشکانی؟
تهران وامدار توست.
تو که پاکترین چشمه آنی.
تمان دخترکان این شهر
پاکی تو را در ضمیر دارند.
اشکان و زلال بمانی.
@parrchenan