چشم روشن
دختر خاله ام هفته بعد کنکور کاردانی به کارشناسی رشته تربیت بدنی دارد.
دانش آموز که بود و موقع انتخاب رشته تحصیلی، پیشنها این رشته را دادم و اکنون هم خوشحال از این انتخاب و پر تلاش جهت ادامه راه است.
اگر نوع راه رفتنش را در مثلاً پیاده رو خیابانی ببینید؛ با سر و سینه ای بالا و بدون قوز و اعتماد بنفس حرکت میکند.
و این استایل حرکت، باعث میشود زاویه افق چشمش، گسترده باشد. بسیاری از ایرانیان و اکثریت خانمها، هنگام راه رفتن، زاویه سر و گردن شأن به دلیل ضعف عضله های سرشانه و کمر، رو به پایین است و در نتیجه زاویه دید کانون چشم هم، تنها چند متر جلوتر از پایشان را میبیند، هر یک درجه زاویه ای که سر و گردن به بالا میشود، افق دید و زاویه دید به مراتب بیش از آن یک درجه، وسعت پیدا میکند.
نمیدانم با واژه «چشمتان روشن»، یا « چشم روشن» چگونه ارتباط میگیرید. من تلاشم آن است که واژه های آن جهانی را تفسیری این جهانی و در نتیجه کاربردی کنم.
معتقدم هر چه زاویه سر و گردن مستقیم و صاف تر، در نتیجه، افق دید بیشتر، و در نهایت «چشم روشنی»، اتفاق خواهد افتاد.
«چشم روشن»، به مرور در افکار و منش فرد هم اثر میگذارد. ایده ها، سبک ها، آرزوها و اهدافی که در اصطلاح تنها تا نوک پا را میدید تبدیل میشود تا افق چشمی وسیعی که بدست آورده است.
روح و روانی که زاویه دید چشمش، آسمان دارد، کیلومترها وسعت دارد، با روانی که تنها چند متر دور و بر خود و کفشش را میبیند خیلی فرق خواهد کرد.
خیلی.
اگر به این سخنان و این جستار شک دارید. کافیست یک صبح، به پارکی که خیلِ ورزشکاران و دوندگان دارد سری بزنید، تا مراد مرا از این« چشم روشنی»، درک کنید. پیشنهاد من، حضور در پارک ملت ساعت شش و سی تا هشت و سی دقیقه صبح است که «چشم روشنان» بسیاری دارد.
امیدوارم خوانندگان جانم، «چشمشان روشن» باشد و یا بشود.
می ارزد یکبار امتحان کنید، تا تغییر عمیق این «چشم روشنی» را در زندگی ببینید.
@parrchenan