ننه گلی داودی
وقتی سنگ قبر را دیدم، دقایقی بالاسرش ایستادم و رفتم به عالم خیال و سپس در چراهایم غرق شدم.
یعنی وقتیکه دخترکی هفت هشت نه ساله بوده، توانسته کودکی کند؟ آیا همیشه ننه گلی صداش میکردند.
باباش که دخترکش را از دور میدید، مثلا میگفت:
ننه گلی بپر بغل بابا.
مامانش میگفت:
قربونت برم ننه گلی.
نمیدانم. در لحظات اولیه اسمش و صمیمیت اش دلم را برد. اما بیشتر که فکر کردم، یک هم دلی و دل سوزی برای ننه گلیِ کودک در وجودم ریشه گرفت.
ننه گلی فکر نکنم توانسته باشد کودکی کرده باشد.
آخه همیشه ننه گلی بوده. از نوزادی تا لحظه گور.
معتقدم واژه ها بار دارند و ننه گلی بار واژگانی سنگینیست برای نام کودک
@parrchenan
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۸ ساعت توسط سهیل
|