طرح ساماندهی کودکان خیابانی قسمت هفتم
پیرامون طرح ساماندهی کودکان کار( قسمت هفتم)
پیرامون طرح ساماندهی کودکان کار، جلسه ای در دانشگاه شریف برگزار شد که تلاش کردم بروم و جان سخن سمن ها را در مخالفت با این طرح بشنوم.
متاسفانه منطق و ادله قوی نیافتم. ادله ها احساسی و بعضاً فانتزی بود. سخنرانان جلسه منظومه فکری منسجمی نداشتند وچون روضه خوانها، گاهی به صحرای کربلا میزدند و گاهی از مصیبت اسرا در دمشق میگفتند. پراکنده گویی داشتند. نمیدانستند در کجای تاریخ هستند.
مفهوم ایران به معنای سرزمین از گواتر تا سرخس، تا جلفا، تا آبادان برایشان مشخص نبود؟
نمیدانستند در چپ لنینیسم، چپ دانشگاهی، کاپیتالیسم، کدام کاپیتال؟ در کجای نظریه ها و ایده ها هستند؟ و از همه مهمتر، نوع مواجهه خود با حاکمیت را، هنوز نتوانسته اند برای خود تعریف کنند.
و این نقطه ضعف بزرگ آنهاست.
اگر میتوانستند این تعریف را بدست آورند، آنگاه از این حالت فقط نق نق و غر غر، خارج میشدند و میشد، پله پله گام بردارند. اعتماد به حاکمیت و از طرف دیگر اعتماد حاکمیت به آنها، در این پله پله گام برداشتن ها، بروز پیدا میکرد و آنگاه، حرکتی میتوانست آغاز شود. چون این اعتماد وجود ندارد، یک عده رند و دغلباز وسط بازی حاکمیت و سمن ها شده اند و هم از توبره و هم از آخور میخورند و فربه و فربه تر میشوند.
طرح ساماندهی ده روزی است که خاتمه یافته، اما هنوز سمن ها از آن دم میزنند و بیخبر از توقف این طرح اند.
دیشب بعد از مدتها، حین رکاب زدن شبانه تا رسیدن به منزل، سه کودک ( زیر ده سال) آشغال جمع کن( زباله گرد) مشاهده کردم. و متاثر شدم.
چرا بجای زباله گرد لفظ آشغال جمع کن را در جستار خود میآورم؟
تا دهشتناکی و عمق بد ماجرا معلوم شود.
عمق تاریک و ظلمانی واژه آشغال جمع کن، آن هم جهت استفاده برای کودکی، قابل مقایسه با کلمه نسبتاً شیک و مجلسی زباله گرد که ابتدا شهرداری و سپس سمن ها از آن استفاده کردند نیست.
میخواهم مخاطبم با عمق سیاه ماجرا آشنا شود.
مطمئنا سمن ها هم از زیاد شدن مجدد کودکان اشغال جمع کن ( زباله گرد) خوشحال نخواهند شد. اما این پیامد رفتاری است که انتخاب کردند و اشاعه دادند.
@parrchenan