قنبر علی خان
معمولاً نگاه ایرانیان به افغانستانی ها، در حوزه اشتغال، کارگری و باغبانی و حوزه ساختمان است.
اما نگاه دیگری هم میتوان به این عزیزان هم خانواده در فلات بزرگ ایران و دلتای زبان فارسی داشت.
جایی در این تهران قدیم هست که عده بسیاری افغانستانی در آنجا حضور دارند:
ضلع غربی محله امامزاده یحیی، که بازار سراجی تهران و در واقع، ایران است. دهها مغازه و کارگاه تولد کیف و کفش آنجاست.
و از تولید تا فروشندگی محصولات با افغانستانی های ساکن در آن محله است.
در ایران، فروشنده افغانستانی کم دیده ام، کمی در بازار سیستان بود و در تهران ، راسته مولوی، قسمت خشکبار فروشان و خیابان صاحب جمعش.
اما در راسته سراجان، عمده فروشندگان کیف و کفش، افغانستانی هستند. حتی مسجد و یا در واقع حوزه علمیه بسیار قدیمی محل نیز متناسب با شیوه نمازگزاری آنان فرم گرفته است. و سخنران نماز نیز، متناسب با حال و هوای جمعیت افغان نمازگزار شیعه، سخنرانی اش را ساختار میدهد.
مسجد قسمت زنانه نداشت.( در بین افغانستانی ها مسجد رفتن زن، روا نیست).
( اگر گذرتان به بازارچه تجریش افتاده باشد، حدیثی بزرگ از امام صادق خواهید یافت، که ثواب نماز جماعت خواندن« مرد» در مسجد را هزاران برابر دانسته است).
مسجد رفتن زنان، از بعد از انقلاب فرم جدی به خود گرفت و ظاهراً این روزها شیعه های غالی سعی در عوض کردن ماجرا دارند.
از معدود مساجدی که دم درب توالت، دمپایی هست، تا نمازگزار، پایش را بشورد و در وضو گرفتن راحت باشد و توالتها کثیف نشود، مدرسه علمیه قنبر علی خان است.
با همین تکنیک ساده مسجد بوی جوراب و پا نمیداد.
( مساجد به جای خرید صدها گالن گلاب و تلفیق بوی گلاب و پا، میتوانند چنین فرهنگی را در مساجد پیاده کنند)
اگر گذرتان به تهران قدیم و چنار نهصد ساله و محله امامزاده یحیی افتاد، جوری برنامه ریزی کنید که به هنگام نماز باشد تا از داخل مدرسه و حیاط و معماری کهنسالش، دیداری داشته باشید. مناره چوبی قدیمی دارد که از دور، دیدنی ایست.
@parrchenan